بایگانیِ اکتبر, 2007

شمع کوبی

اکتبر 30, 2007

این روزها حسابی مشغول و درگیر تجهیز کارگاه هستم ، پروژه مربوط به شمع کوبی و تثبیت خاک هست . خاک آبادان به علت بافت و ساختار آن که در حاشیه ی ساحل هست قابلیت بارگذاری خوبی نداره و اگر هم بخواهیم خاک برداری کنیم تا به زمین با قابلیت بارگذاری برسیم که در برابر بار واده از سازه از مقاومت خوبی برخوردار باشه یا به عبارت ساده تر میزان نشست آن در محدوده ی مطلوب باشه صرفه ی اقتصادی نداره و هزینه ی زیادی رو تحمیل میکنه و نسبتا شمع کوبی هم مطلوب تر هست و هم اقتصادی تر و هم قابل اطمینان تر چون عمق زیادی باید خاک برداری بشه و این کار حجم عملیات خاکی رو به صورت چشم گیری افزایش میده .

مساله ی دیگه که باهاش روبرو هستیم مساله ی آب های زیر زمینی هست ، که باز هم به علت مجاورت با خلیج فارس و آب های آزاد سطح سفره های آب زیر زمینی بالاست و با مقدار کمی حفاری به آب های زیر زمینی برخورد میکنیم که باید این مشکل نیز برطرف و مهار شود که البته تمهیداتی برای حل این مساله در نظر گرفته ایم .

توضیحی کوتاه در مورد شمع کوبی بدم برای آن دسته از دوستانی که اطلاعی از این موضوع ندارند و شاید براشون جالب باشه : در زمین هایی که قابلیت تحمل بارهای وارده از طرف سازه را نداشته باشند مانند زمین های ماسه ای و یا در محل هایی که زمین با قابلیت تحمل بار ساختمان در عمق زیاد قرار داشته باشد و خاک برداری سطحی مقرون به صرفه نباشد از طریق شمع کوبی بار ساختمان را به زمین منتقل می کنند .

این کار بدین شکل صورت میگیرد که : در زیر محلی که قرار است پی سازه روی آن قرار گیرد به فاصله های 2 الی 2.5 متر تیرهای بتونی مسلح که دارای ارتفاعی 20 الی 25 متر است به وسیله ی دستگاه شمع کوب کوبیده میشود – مانند کوبیدن میخ در زمین – تا بعد از کوبیدن این تیرها پی سازه روی آن قرار گیرد و بار ساختمان از طریق پی و به کمک تیرها به زمین منتقل شود . البته انواع مختلف شمع کوبی موجود است که هرکدارم بسته به نوع پروژه و جزییات مختص آن مورد استفاده قرار میگیرد . گاه این کار به صورد حفاری چاه و سپس شبکه بندی آرماتور و تزریق بتن انجام میشود که در نهایت باز هم تبدیل به یک تیر بتنی مسلح خواهد شد . عمق شمع کوبی نیز متناسب با عمق خاک قابل بارگذاری است که توسط آزمایشگاه ژئوتکنیک تعیین میگردد . این کار از حساسیت ویژه ای برخوردار است و کاریست تخصصی .  

فاش میگویم و از گفته ی خود دلشادم !

اکتبر 27, 2007

دوست عزیزی من رو به بازی اصطلاحا پته ریزون دعوت کردند ، ضمن تشکر از ایشون با کمال احترام دعوتشون رو لبیک میگویم و تا حدی اسرار نهان رو بازگو میکنم ! البته اگر رازی وجود داشته باشه !

خودتو معرفی کن : ارسلان نام دارم . اهل اهوازم ، روزگارم بد نیست .

 فصل و ماه مورد علاقه : خوب توی فصل ها زمستان رو خیلی دوست دارم و در میان 12 ماه سال اول از همه خرداد رو دوست دارم چون متولد این ماه هستم و بعد اسفند رو چون صدای پای بهار دراین ماه به خوبی به گوش میرسه و همه روزشماری میکنند تا نوروز باستانی از راه برسه ، اسفند از یک هیجان خاصی برخورداره که بقیه ی ماه ها از اون بی بهره اند ، ماه تلاش و کوشش و خونه تکونی و خرید عید و کاشتن سبزه و چهارشنبه سوری و بهاری شدن هوای سرد زمستون و خرید ماهی قرمز ، پختن سمنو ، خرید سنبل و …

رنگ تو : خوب معلومه من رنگ آبی رو در میان رنگ ها از همه بیشتر می پسندم البته ناگفته نماند که سبز رو هم خیلی دوست میدارم اما آبی یه چیز دیگه است .

 غذای مورد علاقه : خوب راستش من آدم شکم پرست و شکمویی هستم البته به گفته ی اطرافیان اما خودم اینطوری فکر نمی کنم ، راستش یکی از تفریحات من آشپزیه و بعد هم خوردن غذا ! در آشپزی حریف می طلبم و ادعام میشه هر وقت که بی کار باشم دست به کار میشم و یه غذای مشتی درست میکنم ! و اما جواب سوال : خوب همه ی کسانی که من رو میشناسن میدونن من عاشق کباب سلطانی هستم و البته ماهی کباب شده بر روی منقل رو هم میپسندم هرچند که قرمه سبزی و کله پاچه رو هم به شدت دوست دارم و نمی تونم ازشون بگذرم !

 موسقی مورد علاقه : برای من موسقی خلاصه شده در گوگوش ! توی ماشینم تنها سی دی های شاه ماهی هنر ایران رو پیدا می کنید ، توی هارد کامپیوتر هم همینطور و خلاصه من عاشق صدای این هنرمند محبوب هستم و با شنیدن صدای این خواننده ی عزیز به وجد میام .

 بدترین ضد حالی که خوردی : سرقت ماشینم

بزرگ ترین قولی که تا حالا دادی : به یه دوست قول دادم تا در غیابش هوای برادرش رو داشته باشم و تنهاش نگذارم و ازش پشتیبانی کنم . امیدوارم از پس این قولم بر بیام و در برابر دوستم شرمنده نشم .  

ناشیانه ترین کاری که تا حالا کردی : سال 80 یه موشک کوچک درست کردم و در بیابان امتحانش کردم اما موقع روشن کردن فیوز مخزن سوخت ناشیانه عمل کردم و باعث شد در مدت کوتاهی منفجر بشه و البته شانس آوردم که چیزیم نشد و حادثه ی ناجوری پیش نیامد .

 بهترین خاطره : دیدن لبخند مادرم هر روز صبح وقتی که میخوام از خونه برم بیرون .

بدترین خاطره : روزی که تلفنی بهم خبر دادن که پدرم سکته ی قلبی کرده …

کسی که بخواهی ملاقاتش کنی : شخص خاصی به نظرم نرسید !

برای کی دعا میکنی : برای همه ی کسانی که دوستشون دارم و البته برای خودم

موقعیت در ده سال آینده : اگر عمری باقی باشه احتمالا در اقتصاد و یا علوم سیاسی دکتری خواهم گرفت و نشریه ای هم راه خواهم انداخت و در کنار فعالیت عمرانی به فعالیت سیاسی هم خوام پرداخت و شاید هم در دانشگاه تاریخ معاصر رو تدریس کنم .

پا نوشت : من هم از مهشاد ، مونا ، ژاندارک ، میم ، امال و محمد و دیوانه ها در ادارات دعوت میکنم تا فاش بگویند!!!

24

اکتبر 26, 2007

                                                           24

از هفته ی گذشته سری سوم مجموعه ی جذاب و اکشن 24 شروع شده . بعد از مدت ها بالاخره یه سریال قشنگ دیدم . واقعا از نظر داستان پردازی و صحنه های اکشن حرف نداره و از دیدن این مجموعه لذت میبرم . جالب اینجاست که ماجراها از پیچیدگی زیادی برخورداره و اصلا نمیشه انتهای ماجرا رو حدس زد . سری های قبلی این مجموعه رو کاملا دیدم ، اینقدر این مجموعه و داستان هایش برام جالب و جذاب بود که بخاطر دیدنش خیلی وقت ها از خواب و قرارهای کاری یا مهمانی میزدم و اون ها رو لغو میکردم تا ادامه ی ماجرا رو ببینم و خیلی وقت ها هم ذهنم به شدت درگیر داستان میشد و اینکه حدس بزنم در آینده چه پیش خواهد آمد !

واقعا باید به نویسندگان سناریوی این مجموعه آفرین گفت که با خلق داستان های پیچیده چنین مجموعه ی جذابی رو ساخته اند ، چیدن احساسات انسانی در کنار هم و درگیر کردن آنها با یکدیگر یک هنری قابل ستایش است ، قرار دادن استرس و نا امنی ،  عشق و دوستی ، اعتماد و بی اعتمادی ، انتخاب میان بد و بدتر ، تلاش برای نجات زندگی یک انسان ، از خودگذشتگی و … همه و همه بر هرچه زیبا تر شدن داستان این مجموعه می افزاید . اگر شما هم از دیدن مجموعه های پلیسی خوشتون میاد پیشنهاد میکنم این مجموعه رو تماشا کنید .

 پانوشت : این مجموعه شنبه ی هر هفته از شبکه ی MBC ACTION پخش میشه و البته دی وی دی های اون هم قابل تهیه است واگر علاقه داشته باشید میتونید با تهیه آن این مجموعه را تماشا کنید .

گام اول

اکتبر 21, 2007

اولین قدم در امر تجهیزکارگاه تعیین یک سطح مبنای ارتفاعی است که ارتفاع سایر نقاط پروژه نسبت به آن سنجیده شود . چون در صورت مشخص نبودن تراز ارتفاعی در یک پروژه همه چیز بهم میریزد و در هم و بر هم میشود ، برای مثال تصور کنید که هر قسمت از خانه ی شما دارای ارتفاعی دلخواه باشد و سطح کف هم داراری پستی و بلندی و یا شیب تند باشد … سکونت در همچین جایی خالی از مشکل نیست .

این نقاط ارتفاعی را هم بر اساس نقاط ارتفاعی مشخص که قبلا ارتفاعشان نسبت به سطح دریا سنجیده شده و اصطلاحا بنچ مارک نام دارند به دست می آورند و به کمک دوربین های نقشه بردای و جی پی اس به نقطه ای در کارگاه منتقل میکنند و ارتفاع سایر نقاط  را مطابق با آن میسنجند و اصطلاحا می بندند . گاهی یک خطای  کوچک محاسباتی ممکن است باعث ضرر و زیان چند ده ملیون تومانی شود . گاه برای رسیدن به ارتفاع لازم و مشخص باید خاک ریزی کرد و یا بلعکس خاک برداری نمود . ترازیابی یک علم و فن دقیق است و حتی خطایی یک سانتی متری نیز گاه قابل گذشت و چشم پوشی نیست .

معمولا جنس شاخص ارتفاع مبنا در کارگاه از بتن است و برای اطمینان در چند نقطه از کارگاه این شاخص ها نصب میشوند تا اگر یکی از آنها مثلا در اثر برخورد ماشین آلات از بین رفت مجددا نیاز به ترازیابی نباشد و از نقاط هم ارتفاع معادل با آن در گوشه های دیگر کارگاه استفاده کنند . خلاصه در یک کلام میتوان گفت این شاخص های ارتفاعی حکم شاهرگ حیاتی پروژه هایی نظیر راهسازی را دارد .  کلا کار نقشه برداری و کار با دوربین های نقشه برداری و ابزار های جانبی آن بسیار جالب و لذت بخش است والبته دارای محاسبات نسبتا مفصل و طولانی است که باید برداشت ها را در جداول مرتبط با هم تنظیم و محاسبه نمود . در مجموع میتوان گفت که کاریست بسیار جذاب و البته طاقت فرسا ، به دلیل وسعت کار و سختی های جانبی و راهپیمایی های طولانی .

این هم از  گام اول شروع اجرای یک پروژه ی عظیم عمرانی نظیر سد سازی و یا راهسازی . در ظاهر خیلی ساده اما در عمل بسیار سخت و مشکل ، تفاوت بچه های اجرایی با بچه های مشاور و طراح در برداشتن همین گام های در ظاهر بسیار ساده است اما با این تفاوت که بچه های طراح این قدم ها رو روی کاغذ و به عنوان نقشه و همراه با راهنما ترسیم میکنند و بچه های اجرایی هم باید این قدم ها رو به ترتیب بردارند و  نقشه ی ترسیم شده رو به مرحله ی اجرا برسونند ، گاه در مسیر اجرای این نقشه ها با مشکلات و مسائلی برخورد میکنیم که راه حلشون رو در هیچ کتاب و نقشه ای نگفتند و باید خودمون این راه حل رو پیدا کنیم ! و این باعث جذاب تر شدن این رشته میشه .  

 پانوشت : متاسفانه باز هم موج جدیدی از بمب گذاری در اهواز به راه افتاده ، خوشبختانه بمب های کارگذاشته شده ی دیروز صبح در مراکز خرید به موقع کشف و خنثی شد وگرنه معلوم نبود چه حوادث خونینی به دنبال داشت و چه مردم بی گناهی رو به خاک و خون می کشید . اعتراض همراه با خشونت محکوم است حتی اگر حق با معترض باشد .

پنجره ، فکر ، هوا ، عشق ، زمین مال من است

اکتبر 20, 2007

14_sky1.jpg 

هر کجا هستم

 باشم

آسمان مال من است.

 پنجره ، فکر ، هوا ، عشق ، زمین مال من است

چه اهمیت دارد

گاه اگر می رویند

قارچ های غربت

من نمی دانم که چرا می گویند : 

 اسب حیوان نجیبی است

کبوتر زیباست

و چرادر قفس هیچکسی کرکسی نیست

گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد

چشم ها را باید شست

جور دیگر باید دید

واژه ها را باید شست

واژه باید خود باد

واژه باید خود باران باشد

چتر ها را باید بست

زیر باران باید رفت

فکر را ، خاطره را ، زیر باران باید برد

 با همه مردم شهر

 زیر باران باید رفت

دوست را زیر باران باید دید

عشق را  زیر باران باید جست  …

                                                                      (( سهراب سپهری ))              

 

ننگین تر از ترکمان چای

اکتبر 12, 2007

 نزدیک به دو قرن از انعقاد دو معاهده ی ننگین گلستان (1813) و ترکمان چای(1828) گذشته است که در آستانه ی عقد قراردادی به مراتب ننگین تر و شرم آور تر از آنها هستیم منتها با این تفاوت که معاهدات مذکور نتیجه ی جنگ های سیزده ساله با روسیه ی تزاری و شکست قوای نظامی ایران و حملات و جنگ مجدد با قوای روس بود . اما قرارداد در پیش رو که با سفر سران کشورهای حاشیه ی دریای مازندران از جمله ولادیمیر پوتین به ایران بسته خواهد شد و مشخص کننده ی سهم کشورهای حوزه ی دریای مازندران می باشد نتیجه ی حاتم بخشی حاکمیت بی کفایت است که بخاطر بقای خود حاضر شده اند بخشی از خاک سرزمین عزیزمان ایران را به اجانب پیش کش کنند شاید در مقابل چند صباحی بیشتر بر مسند قدرت باقی بمانند . 

 صدها هزار جوان رشید ایرانی طی 8 سال جنگ تحمیلی شهید شد تا مبادا ذره ای از خاک سرزمین سبزمان ایران به تصرف دشمن اجنبی درآید ، حال با لبخند بخشی از سرزمین سبزمان را تقدیم اجانب میکنیم . پاسخ ما به نسل های بعد چه خواهد بود ؟ سوال من این است که آخر به چه قیمتی حاضر به گذشت از سهم 50 درصدی خود ( مطابق با قرارداد 1921 ) از دریای مازندران هستیم ؟ چگونه به سهمی کمتر از 20 درصد رضایت میدهیم و در مقابل چه به دست می آوریم ؟ حمایتی نمایشی از این جمله ی مضحک که انرژی هسته ای حق مسلم ایران است ؟ تکه ای از سرزمین عزیزمان را تقدیم اجانب می کنیم بلکه از ما حمایت کنند ؟ چرا بجای اتکا بر تکیه گاهی قابل اعتماد که همانا مردم کشور هستند دست به دامن کشورهای بیگانه شده ایم ؟  

متاسفانه با تصویب قطعنامه شورای امنیت علیه کشورمان و همچنین وجود بحران در مسائل جاری عراق و لبنان و فلسطین و ماجرا جویی های دولت  و تنش در روابط ایران با کشورهای منطقه و رسیدن قدرت های فرامنطقه ای به یک توافق و اجماع نظر بر سر مساله ی پرونده ی هسته ای ایران و… کشورمان را در نهایت ضعف از نظر موضع سیاسی قرار داده است  و کشورهای حوزه ی دریای مازندران نیز به خوبی به  این امر واقفند و در پی تحمیل قراردادی جابرانه علیه تمامیت ارضی کشورمان می باشند .   نباید گذاشت که تاریخ به صورت تراژدی تکرار گردد …

پانوشت :طبق قوانین حقوقی بین الملل سهم جمهوری های تازه استقلال یافته از جماهیر شوروی باید از همان 50 درصد سهم شوروی از دریای مازندران تامین گردد زیرا این کشورها باید به تعهدات اتحاد جماهیر شوروی نسبت به ایران مطابق با قراردادهای 1921 و 1940 پایبند بمانند .

عید سعید فطر مبارک باد

اکتبر 12, 2007

                                                     north-pole-sun-moon.jpg

                                                        عید عاشقان مبارک باد

                                                      عاشقان عیدتان مبارک باد

زنان و جامعه ی مردسالار

اکتبر 9, 2007

 neshat55.jpg

زنان در جوامع مرد سالار مانند ایران برای رسیدن به جایگاه حقیقی و حقوق واقعی خود علاوه بر معضلاتی که با آن دست به گریبانند با دو چالش اساسی روبرو هستند .
اول : بخش عمده ای از زنان جامعه توانایی های خود را باور ندارند ، به عبارت دیگه محدودیت ها و موانعی که در گذشته برایشان تعریف و ایجاد شده است را همچنان باور دارند و این طرز تفکر در ذهنشان نهادینه شده است که نسبت به مردان از توانایی پایین تری برخوردارند .
دوم : عدم پذیرش این حقیقت از جانب مردان جامعه که زنان می توانند . جنبش های مدافع حقوق زنان و نسل جدید آنان به خوبی توانسته اند خود را با جامعه ی جهانی تطابق دهند و تفکرات اجتماعی خود را به روز کنند اما متاسفانه این آهنگ تغییر و به روز رسانی در مردان جوامع جهان سوم به کندی پیش میرود و متاسفانه مردان همچنان در گیر و بند تفکرات سنتی و پوسیده ی کهن به سر میبرند و همچنان میراث دار تفکرات و فرهنگ مردسالارانه ی پدران خود هستند .
به نظر من چالش اول با آموزش و تبلیغ و اندکی گذر زمان قابل حل است و چالش دوم با اندکی مدارا و صبر از طرف نسوان تا مردان ما نیز خود را به روز برسانند و دیدگاهشان را نسبت به زن و قابلیت های آن تغییر دهند البته در اینجا نیز آموزش نقشی اساسی ایفا می کند . اما این نکته ی اساسی را باید مد نظر داشت که ایجاد تغییرات بنیادی در نگرش زنان و مردان نسبت به توانایی ها و نقش یکدیگر در امور اجتماعی کار آسان و راحتی نیست و در کوتاه مدت نیز به نتیجه ی دلخواه نخواهد رسید بلکه این امر مستلزم تلاش بسیار و اجرای یک برنامه ی درازمدت فرهنگیست تا به یک تعادل در دیدگاه اجتماعی طرفین برسیم .

از سید ضیاء تا بختیار

اکتبر 8, 2007

نام کتاب : از سید ضیاء تا بختیار

 نویسنده :  مسعود بهنود

انتشارات : سازمان انتشارات جاویدان

موضوع : بررسی  سرنوشت دولت های بر سر کار آمده از اسفند 1299 تا بهمن 1357

نویسنده با نثری بسیار ساده و روان و بدور از هر گونه قضاوت به بررسی دولت های بر سر کار آمده از اسفند 1299 ( مربوط به اواخر سلسله قاجاریه ) تا بهمن 1357 هجری شمسی ( آخرین نخست وزیر سلسله پهلوی ) پرداخته است . نویسنده به ترتیب تاریخ بر سر کار آمدن حکومت ها و نخست وزیران ، به بیان چگونگی بر سر کار آمدن آنها ، معرفی کابینه و وزرا و نقش آنها و میزان دخالت آنها در امور کشور ، شرایط سیاسی حاکم ، وضعیت  خاندان سلطنتی و نقش آنها در مسائل کشور  ، وضعیت مخالفین ، پاره ای از مسائل پشت پرده ، نقاط قوت و ضعف نخست و زیر ، اشتباهات دولت ، جو فکری حاکم بر جامعه ، نقش کشورهای بیگانه در ایران ، بررسی شخصیت و جایگاه علمی رئیس دولت  و وزیران و رجال سیاسی و صاحب نفوذ و تاثیر گذار، حامیان دولت و کارشکنان و مخالفین آنها ، شرایط بین الملل و چالش های سیاسی در آن مقطع از زمان و در نهایت چگونگی برکناری و گاه سرنگونی آنها می پردازد .

همچنین در این کتاب میخوانیم :

 ·          چگونگی بر سر کار آمدن سردار سپه

 ·          چگونگی از بین رفتن سلسله قاجار و روی کار آمدن  سلسله پهلوی

·          نقش سفارت خانه های روسیه و انگلستان در سیاست ایران و مسائل ناگفته و پشت پرده   

·          چگونگی سر کوبی حکومت های ملوک الطوایفی توسط رضا خان

·          چگونه امریکایی ها وارد صحنه ی سیاسی و اقتصادی ایران شدند

·          چگونگی و علل بر کناری و تبعید رضا شاه پهلوی

·          چگونگی بر تخت سلطنت نشستن محمد رضا پهلوی

·          مطالب بسیار جالب در مورد ملی شدن صنعت نفت و حکومت دکتر مصدق

 ·          مطالب بسیار جالب و خواندنی در مورد علت و عوامل و چگونگی کودتای تاریخی 28 مرداد و بسیاری نکات دیگر در مورد حکومت های بر سر کار آمده در این مقطع از تاریخ ایران .

از جمله مسائلی که بر غنای مطلب می افزاید بیان ساده و گیرا و قدرت قلم نویسنده است که بدور از هر گونه پیش داوری وجانبداری نوشته شده و قضاوت را بر عهده خود خواننده گذاشته است . کتاب های بسیاری در مورد برهه های گوناگونی از تارخ نوشته شده است اما در برخی از آنها با مداحی و جانب داری نویسنده از شخصیتی خاص و یا غرض ورزی و دشمنی آشکار نویسنده علیه سلسله ای تاریخی مواجه میشویم . اما مسعود بهنود نویسنده و تاریخ نگاری است که از این امر مستثننی می باشد و نوشته های منحصر به فرد او تنها و تنها به بیان و شرح وقایع تاریخی پرداخته آن هم با استناد به اسناد معتبر تاریخی و از بیان روایات غیر مستند و مشکوک کاملا پرهیز نموده است .

 ·          در پایان مطالعه کتاب از سید ضیاء تا بختیار رو به همه علاقمندان به کتب تاریخی پیشنهاد میدهم و اطمینان دارم که بعد از مطالعه ی آن ، شما نیز آن را به دیگران پیشنهاد خواهید داد .

روشنی ، من ، گل ، آب

اکتبر 6, 2007

rain.jpg 

ابری نیست

بادی نیست

می نشینم لب حوض:

گردش ماهی ها ،روشنی ، من ، گل ، آب

پاکی خوشه ی زیست

 مادرم ریحان می چیند

نان و ریحان و پنیر ،آسمانی بی ابر ، اطلسی هایی تر

رستگاری نزدیک: لای گل های حیاط 

 نور در کاسه ی مس،چه نوازش ها می ریزد

نردبان از سر دیوار بلند ، صبح را روی زمین می آرد

پشت لبخندی پنهان هر چیز

روزنی دارد دیوار زمان،که از آن،چهره ی من پیداست

چیزهایی هست،که نمی دانم

می دانم، سبزه ای را بکنم خواهم مرد

می روم بالا تا اوج ،من پر از بال و پرم

راه می بینم در ظلمت،من پر از فانوسم

من پر از نورم و شن

و پر از دار و درخت

پرم از راه ، از پل ، از رود ، از موج

پرم از سایه ی برگی در آب

چه درونم تنهاست  …

                                          (( سهراب سپهری ))

اسرائیل ، کشوری که بوجود آورده شد …

اکتبر 4, 2007

ریشه ی گرفتاری های فعلی اعراب و اسرائیل را میتوان در سال 1917 جست . در آن زمان لرد بالفور وزیر خارجه ی وقت انگلستان طی اعلامیه ای که بعد ها به اعلامیه بالفور مشهور گشت به یهودیان عالم وعده ی وطنی در سرزمین فلسطین داد . اعلامیه ی مذکور مورد حمایت دول ایتالیا ، فرانسه و آمریکا قرار گرفت ، اما این اعلامیه با وعده های دولت بریتانیا به اعراب کاملا مغایر و متضاد بود . در آن زمان قسمت عمده ی کشور های عرب از جمله : مصر ، عربستان سعودی ، عراق و اردن فعلی از مستعمرات دولت عثمانی بودند و دولت عثمانی در کنار آلمان با دیگر رقیبان در حال جنگ بود و انگلستان با وعده های فراوان منجمله استقلال کشورهای عرب پس از پایان جنگ ، اعراب را علیه عثمانی شوراند و بدین وسیله دولت عثمانی را تضیعف نمود . در دسامبر 1917 بیت المقدس توسط آلن بی فتح شد و با سقوط دمشق در سال 1918 موقعیت انگلستان در منطقه پیش از پیش تحکیم پیدا کرد . از آن تاریخ با وجود نارضایتی شدید اعراب ، مهاجرت برنامه ریزی شده ی یهودیان به سرزمین فلسطین آغاز شد .

 مسلمانان ساکن فلسطین که دورنمای تاریکی را پیش بینی میکردند با مهاجران به مبارزه پرداختند اما این مهاجران از پشتیبانی کافی برخوردار بودند و همچنین اعمال ضد انسانی هیتلر در طول جنگ جهانی دوم علیه یهودیان مزید بر علت شد تا روند مهاجرت یهودیان به فلسطین سرعت گیرد . گروه های تروریست یهودی با قتل عام مسلمانان بی دفاع و راندن آنها از سرزمین پدریشان به غصب املاک و دارایی آنها پرداختند و تعادل جمعیت را با ادامه ی مهاجرت یهودیان به نفع خود بر هم زدند . سرانجام در سال 1947 سازمان ملل متحد رای بر تقسیم و تجزیه ی سرزمین فلسطین میان مسلمانان و یهودیان داد و در سال 1948 یهودیان اعلام استقلال کردند و تشکیل حکومت دادند و این سرآغاز فاجعه ی دردناک و بی پایان ملتی کوچک اما بزرگوار بود .

ملتی که هر روز مورد ظلم و ستم قرار میگیرد ، از خانه اش رانده میشود و اگر به اعتراض برخیزد با شدیدترین شکل ممکن خفه اش میکنند ، کودک و نوجوان و زن و مردش امنیت ندارند و اگر برای دفاع دست به سلاح ببرند تروریستش میخوانند و محکومش میکنند آن هم به جرم دفاع از سرزمین پدری خویش … امیدوارم که روزی فرا رسد تا باز صلح و امنیت در این سرزمین برقرار گردد و  مردمش رنگ آزادی را ببینند 

سنگر سازان بی سنگر

اکتبر 2, 2007

همه ی ما وقتی که یه کار دستی درست میکنیم یا یه نقاشی میکشیم بعد از اینکه کار ساختن یا کشیدن اون تمام شد از دیدنش لذت میبریم و وقتی که دیگران ما رو بخاطر ساختن اون کاردستی یا کشیدن اون نقاشی تحسین میکنن احساسی از افتخار ما رو در بر میگیره و احساس غرور میکنیم و هر بار با دیدن اونها خاطرات زیادی برامون از لحظه لحظه های وقتی که داشتیم روش کار میکردیم زنده میشه .  مراد من از بیان این مقدمه این بود که شما رو با احساس خودم و همکاران و هم صنفانم که در عرصه ی عمران مشغول فعالیت هستند آشنا کنم و تا احساس ما رو بعد از دیدن اینکه یک پروژه به سرانجام میرسه درک کنید .

 رشته ی عمران یکی از سخت ترین و طاقت فرسا ترین و حساس ترین و البته زیباترین و هنری ترین رشته های تحصیلی و کاریست ، من و همکارانم ( چه زن و چه مرد ) با هم و در کنار هم برای تحقق یک هدف که همانا آبادی و توسعه است تلاش میکنیم . وقت شروع اثری جز یک زمین خاکی و لم یزرع و بیابان برهوت نیست و در پایان سازه ای عظیم و سر به فلک کشیده حاصل تلاش شبانه روزی ما و همقطاران ماست که با نگاهی به آن تمام خاطرات دوران اجرای طرح برای ما زنده میشه و با دیدن لبخند رضایت بر لبان کسانی که از این سازه استفاده خواهند کرد خستگی حاصل از این تلاش ها فراموش میشه . شغل ما از حساسیت و مسئولیت بالایی برخورداره ، ما مسئولیت امنیت جانی جمعی از افراد را تقبل میکنیم . افرادی که در ساختمانی سکونت دارند و یا از سازه ای استفاده میکنند و اگر خدای نکرده ایرادی در آن باشد جان جمع کثیری به خطر خواهد افتاد .

من به شخصه تعصب فوق العاده زیادی نسبت به رشته ام دارم و عاشق کارم هستم ، کار ما سختی های زیادی داره . بررسی و طراحی یک سازه متناسب با نیاز ، اجرای طرحی که روی کاغذ ترسیم شده بر روی مین ، حل مشکلات فنی و اجرائی پیش آمده در هنگام اجرا ، شرایط بد و فوق العاده سخت محیطی ، خطرات کاری و …  سخته اما لذت بخشه ، بهترین جمله ای که رشته ی ما رو توصیف و تعریف میکنه و همیشه هم با تکرارش احساس غرور میکنم اینه : سنگر سازان بی سنگر  . و در پایان میتونم بگم  : این رشته ی ماست ، انتخابش کرده ایم و سختی هایش را تحمل میکنیم و  عاشقانه دوستش داریم .

پا نوشت : عبارت سنگر سازان بی سنگر لقب همقطاران ماست که در دوران جنگ تحمیلی در خطوط مقدم مشغول ساختن سنگر و  پل و راه های ارتباطی بودند برای رزمندگان و بعد از جنگ هم در جهاد سازندگی مشغول به بازسازی خرابی شدند .