- (( به کجا چنين شتابان ؟؟؟
گون از نسيم پرسيد :
دل من گرفته ز اينجا ٬
هوس سفر نداری ؟ ؟
ز غبار اين بيابان ؟))
-(( همه آرزويم ٬ اما …
چه کنم که بسته پايم … ))
- (( به کجا چنين شتابان ؟؟؟
- (( به هر آن کجا که باشد به جز اين سرا سرايم .))
- (( سفرت به خير ! اما ٬ تو و دوستی ٬ خدا را
چو از اين کوير وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها ٬ به باران
برسان سلام ما را …
شعر از شفيعی کدکنی
پانوشت : میخوام برم به جایی که غم نباشه … جایی دور … خیلی دور …
