چهارشنبه هفته گذشته سازمان فضای سبز که زیر مجموعه ای از شهرداری است اقدام به کاشت نهال در جدول ها و فضا های تعبیه شده برای همین منظور در مقابل اماکن و منازل نمود . انصافا دستشان هم درد نکند و من به عنوان یک شهروند همینجا ازشون تشکر و قدر دانی میکنم . پنجشنبه صبح رفتم به دفتر ، وقتی که رسیدم دفتر، دیدم که حاشیه جدول مقابل دفتر ما که در اون 4 نهال کاشته بودند خالیه و نهال ها نیست ! نه فقط مقابل دفتر ما بلکه تمام نهال های مقابل مکان های همسایه ها هم نبود . خوب با خودم گفتم شاید تصمیمشان عوض شده و می خواهند نوع دیگری از نهال ها و درختچه ها رو بکارند یا … روز شنبه صبح که رفتم دفتر و منشی محترم نامه ای رو که همون صبح برای ما آورده بودند رو داد به من و گفت : مهندس این نامه رو صبح مامور شهرداری آورد . نامه رو باز کردم و دیدم که نامه اخطاریه هست و از ما خواستن حداکثر ظرف 48 ساعت پس از تاریخ دریافت نامه به شهرداری مراجعه کنیم و در غیر این صورت …
رفتم به شهرداری ، نامه رو نشون دادم که بهم گفتند باید برم قسمت فضای سبز منطقه … رفتم و بعد از کلی معطلی متصدی مربوطه اومد و باهاش صحبت کردم و نامه رو نشون دادم ، ایشون هم به من گفت : نهال های کاشته شده مقابل دفتر شما نیست و شما مسئولید ! و باید بجای اونها نهال بکارید یا جریمه میشید! گفتم : ببخشید مگه از من اجازه گرفتید که جلوی دفتر ما نهال کاشتید؟ یا با من در مورد اون ها هماهنگ کردید ؟ تازه مگه نگهبانی از فضای سبز شهر وظیفه منه ؟ گفت : درختان و نهالهایی که کاشته میشه پلاک ثبتی دارند و مسئولیتشون هم با مالک مکانی هست که اونجا کاشته میشن . من زیر بار نرفتم و گفتم نه به من مربوطه و نه مشکل منه ! و اومدم .
دیروز صبح دیدم دوباره از شهرداری نامه اومده برام و وقتی بازش کردم دیدم مممممممممممااااااااااااااااااااااا !!!! جریمه شدم !!!! اونم چقدر ؟؟؟؟!!!!!! 300000 تومن !!!!!!!!!!!!! و باید تا تاریخ 2/9/85 هم پرداخت بشه ! کارهای دیگه رو ول کردم و رفتم شهرداری و دوباره اون مسئول عزیز رو دیدم و گفتم مرد مومن این چه وضعیه ؟ مگه شما چی فکر کردین ؟ مگه ما سر گنج نشستیم اینهمه جریمه کردی ؟ مرد حسابی درختی 75000 تومن با ما حساب کردی ؟ چهار تا نهال پیزوری و زپرتی کاشتی در دفتر ، بعد یکی دیگه دزدیده اونوقت پولش رو چند برابر داری از حلقوم ما میکشی بیرون ؟؟ این انصافه ؟ جواب داد : که نهال ها معمولی نبود و یه نوع درختچه ( یه اسم عجیب غریب هم گفت که یادم نیست ) آفریقایه و قیمتش هم مشخصه و شما بی مسئولیتی کردی و نسبت به فضای سبز جلوی دفتر بی توجهی کردی ! بهش گفتم مرد حسابی مگه من بیکارم بیام نگهبانی علف های شهرداری رو بدم ؟!!! خلاصه هر چی ما گفتیم حالیش نشد و گفت فقط دو راه داری یا میری از همون نهال ها گیر میاری و به جاشون میکاری یا جریمه ! گفتم فقط من رو جریمه کردی ؟ گفت همسایه هاتون هم جریمه شدن به اونها هم همین رو گفتم ! خلاصه من هم دو روز وقت گرفتم ازشون و اومدم بیرون تا یه فکری کنم .همون حوالی یکی از باغبون های شهرداری رو دیدم و بهش گفتم این درختچه های لعنتی رو از کجا میشه گیر آورد ؟ گفت : نگرد چون گیرت نمیاد از این ها فقط شهر داری داره و باید از خودشون بخری . گفتم چنده ؟ گفت دونه ای 25 تومن آخه آفریقاییه ! ( ای بر روح پدر اونی که این ها رو از آفریقا وارد کرد ) اما اگه میخوای من میتونم برات جورش کنم ، گفتم چند ؟ گفت چون شمایید و … ( کلی هندونه زیر بغلم گذاشت ) 15 تومن . من هم کلی باهاش چونه زدم اما کوتاه نیومد . قرار شد بعد از ظهر باهاش تماس بگیرم چون شماره موبایلش رو داد به من ! . برگشتم دفتر با اعصابی خراب . نشسته بودم که دوستم هم از راه رسید و جریان رو بهش گفتم و اون هم کلی ناراحت شد . بهش گفتم که اگه اشتباه نکنم دزدیدن درختچه ها هم کار خود کارمند های شهرداریه و اینطوری یه پولی به جیب میزنن نامردها ! توی همین اوضاع من هم یه فکر توپ زد به سرم و به رفیقم گفتم : مهندس حالا که بدزد بدزده چرا ما ندزدیم ؟! اول گفت : نه بابا بی خیال شو . گفتم مرد حسابی من باج نمیدم نه به شهرداری نه به این مرتیکه باغبون .خلاصه بعد از کلی چک و چونه قبول کرد . بعد هم که هر کدوم رفتیم به دنبال کارهای خودمون و شب ساعت 12 قرار گذاشتیم که بریم به دنبال پیدا کردن نهال درختچه های آفریقایی !
دیشب وانت رو از کارگاه اوردم خونه و ساعت دوازده به اتفاق مهندس رفتیم به دنبال سرقت درختچه . رفتیم یه منطقه دیگه و کلی دور زدیم تا یه جای خلوت پیدا کردیم که کم رفت و آمد بود سریع پریدم پایین و رفیقم هم پشت فرمون نشست که اگه کسی اومد زود فرار کنیم و من هم با بیل شروع کردم به کندن و چهار تا درختچه کندم و انداختم پشت وانت و الفرار . البته این رو هم اضافه کنم که درختچه ها رو از جدول کنار خیابون و کنار ادارات دولتی برداشتیم نه از جلوی خونه مردم که اون بیچاره ها جریمه بشن . خلاصه ساعت شد 2 شب و ما هم شاد خندان که جریمه نمیشیم و امروز صبح هم کاشتیمشون و بعد هم رفتم شهرداری و خلاصه بعد کلی معطلی جریمه رو لغو کردم و ماجرا فعلا حل شد البته امیدوارم امشب کسی ندزدتشون !
می بینید وضع ما رو ؟ سرمون کم شلوغ بود یه شغل جدید هم پیدا کردیم و به صنف محترم دزدان پیوستیم . اونهم چی دزدان درختچه ! حالا اگر گیر کلانتری می افتادیم چی ؟ تازه روز بعدش هم که میرفتیم دادگاه ! به جرم دزدیدن درختچه به ده سال زندان محکوم میشدیم ! تازه توی صفحه حوادث روزنامه ها هم مینوشتن : باند سرقت درختچه های آفریقایی متلاشی شد !!! تازه اگر کسی ما رو دیشب مشغول کندن زمین میدید فکر میکرد حتما دنبال عتیقه و زیر خاکی هستیم ! یا شاید هم فکر میکرد ما هم مثل سریال زیر زمین پولی چیزی چال کردیم و حالا اومدیم درش بیاریم ! میترسم فردا برم دفتر و ایندفعه ببینم لوله های گاز رو دزدیدن ! اونوقت فرداشب باید بریم لوله های گاز بدزدیم !!! اما ایندفعه دیگه نمیشه با بیل لوله در بیاریم ، حدا اقل یه تریلی و یه جرثقیل و یه بیل مکانیکی و ده تا کارگر می خواد ! اما خداییش خیلی هیجان انگیز بود . کلی هم خندیدیم .
