بایگانیِ نوامبر 27th, 2007

باز خوانی یک خاطره از روزگار نچندان دور ( آذر 85) …

نوامبر 27, 2007

 چهارشنبه هفته گذشته سازمان فضای سبز که زیر مجموعه ای از شهرداری است اقدام به کاشت نهال در جدول ها و فضا های تعبیه شده برای همین منظور در مقابل اماکن و منازل نمود . انصافا دستشان هم درد نکند و من به عنوان یک شهروند همینجا ازشون تشکر و قدر دانی میکنم . پنجشنبه  صبح رفتم به دفتر ، وقتی که رسیدم دفتر، دیدم که حاشیه جدول مقابل دفتر ما که  در اون 4 نهال کاشته بودند خالیه و نهال ها نیست ! نه فقط مقابل دفتر ما بلکه تمام نهال های مقابل مکان های همسایه ها هم نبود . خوب با خودم گفتم شاید تصمیمشان عوض شده و می خواهند نوع دیگری از نهال ها و درختچه ها رو بکارند یا … روز شنبه صبح که رفتم دفتر  و منشی محترم نامه ای رو که همون صبح برای ما آورده بودند رو داد به من و گفت : مهندس این نامه رو صبح مامور شهرداری آورد . نامه رو باز کردم و دیدم که نامه اخطاریه هست و از ما خواستن حداکثر ظرف 48 ساعت پس از تاریخ دریافت نامه به شهرداری مراجعه کنیم و در غیر این صورت …

رفتم به شهرداری ، نامه رو نشون دادم که بهم گفتند باید برم قسمت فضای سبز منطقه … رفتم و بعد از کلی معطلی متصدی مربوطه اومد و باهاش صحبت کردم  و نامه رو نشون دادم ، ایشون هم به من گفت : نهال های کاشته شده مقابل دفتر شما نیست و شما مسئولید ! و باید بجای اونها نهال بکارید یا جریمه میشید! گفتم : ببخشید مگه از من اجازه گرفتید که جلوی دفتر ما نهال کاشتید؟ یا با من در مورد اون ها هماهنگ کردید ؟ تازه مگه نگهبانی از فضای سبز شهر وظیفه منه ؟ گفت : درختان و نهالهایی که کاشته میشه پلاک ثبتی دارند و مسئولیتشون هم با مالک مکانی هست که اونجا کاشته میشن . من زیر بار نرفتم و گفتم نه به من مربوطه و نه مشکل منه ! و اومدم .

دیروز صبح دیدم دوباره از شهرداری نامه اومده برام و وقتی بازش کردم دیدم مممممممممممااااااااااااااااااااااا !!!! جریمه شدم !!!! اونم چقدر ؟؟؟؟!!!!!! 300000 تومن !!!!!!!!!!!!!  و باید تا تاریخ 2/9/85 هم پرداخت بشه ! کارهای دیگه رو ول کردم و رفتم شهرداری و دوباره اون مسئول عزیز رو دیدم و گفتم مرد مومن این چه وضعیه ؟ مگه شما چی فکر کردین ؟ مگه ما سر گنج نشستیم اینهمه جریمه کردی ؟ مرد حسابی درختی 75000 تومن با ما حساب کردی ؟ چهار تا نهال پیزوری و زپرتی کاشتی در دفتر ، بعد یکی دیگه دزدیده اونوقت پولش رو چند برابر داری از حلقوم ما میکشی بیرون ؟؟ این انصافه ؟ جواب داد : که نهال ها معمولی نبود و یه نوع درختچه ( یه اسم عجیب غریب هم گفت که یادم نیست ) آفریقایه و قیمتش هم مشخصه و شما بی مسئولیتی کردی و نسبت به فضای سبز جلوی دفتر بی توجهی کردی ! بهش گفتم مرد حسابی مگه من بیکارم بیام نگهبانی علف های شهرداری رو بدم ؟!!! خلاصه هر چی ما گفتیم حالیش نشد و گفت فقط دو راه داری یا میری از همون نهال ها گیر میاری و به جاشون میکاری یا جریمه ! گفتم فقط من رو جریمه کردی ؟ گفت همسایه هاتون هم جریمه شدن به اونها هم همین رو گفتم ! خلاصه من هم دو روز وقت گرفتم ازشون و اومدم بیرون تا یه فکری کنم .همون حوالی یکی از باغبون های شهرداری رو دیدم و بهش گفتم این درختچه های لعنتی رو از کجا میشه گیر آورد ؟ گفت : نگرد چون گیرت نمیاد از این ها فقط شهر داری داره و باید از خودشون بخری . گفتم چنده ؟ گفت دونه ای 25 تومن آخه آفریقاییه ! ( ای بر روح پدر اونی که این ها رو از آفریقا وارد کرد ) اما اگه میخوای من میتونم برات جورش کنم ، گفتم چند ؟ گفت چون شمایید و … ( کلی هندونه زیر بغلم گذاشت ) 15 تومن . من هم کلی باهاش چونه زدم اما کوتاه نیومد . قرار شد بعد از ظهر باهاش تماس بگیرم چون شماره موبایلش رو داد به من ! . برگشتم دفتر با اعصابی خراب . نشسته بودم که دوستم هم از راه رسید و جریان رو بهش گفتم و اون هم کلی ناراحت شد . بهش گفتم که اگه اشتباه نکنم دزدیدن درختچه ها هم کار خود کارمند های شهرداریه و اینطوری یه پولی به جیب میزنن نامردها ! توی همین اوضاع من هم یه فکر توپ زد به سرم و به رفیقم گفتم : مهندس حالا که بدزد بدزده چرا ما ندزدیم ؟! اول گفت : نه بابا بی خیال شو . گفتم مرد حسابی من باج نمیدم نه به شهرداری نه به این مرتیکه باغبون .خلاصه بعد از کلی چک و چونه قبول کرد . بعد هم که هر کدوم رفتیم به دنبال کارهای خودمون و شب ساعت 12 قرار گذاشتیم که بریم به دنبال پیدا کردن نهال درختچه های آفریقایی !

 دیشب وانت رو از کارگاه اوردم خونه و ساعت دوازده به اتفاق مهندس رفتیم به دنبال سرقت درختچه . رفتیم یه منطقه دیگه و کلی دور زدیم تا یه جای خلوت پیدا کردیم که کم رفت و آمد بود سریع پریدم پایین و رفیقم هم پشت فرمون نشست که اگه کسی اومد زود فرار کنیم و من هم با بیل شروع کردم به کندن و چهار تا درختچه کندم و انداختم پشت وانت و الفرار . البته این رو هم اضافه کنم که درختچه ها رو از جدول کنار خیابون و کنار ادارات دولتی برداشتیم نه از جلوی خونه مردم که اون بیچاره ها جریمه بشن . خلاصه ساعت شد 2 شب و ما هم شاد خندان که جریمه نمیشیم و امروز صبح هم کاشتیمشون و بعد هم رفتم شهرداری و خلاصه بعد کلی معطلی جریمه رو لغو کردم و ماجرا فعلا حل شد البته امیدوارم امشب کسی ندزدتشون !

می بینید وضع ما رو ؟ سرمون کم شلوغ بود یه شغل جدید هم پیدا کردیم و به صنف محترم دزدان پیوستیم . اونهم چی دزدان درختچه ! حالا اگر گیر کلانتری می افتادیم چی ؟ تازه روز بعدش هم که میرفتیم دادگاه ! به جرم دزدیدن درختچه به ده سال زندان محکوم میشدیم ! تازه توی صفحه حوادث روزنامه ها هم مینوشتن : باند سرقت درختچه های آفریقایی متلاشی شد !!!  تازه اگر کسی ما رو دیشب مشغول کندن زمین میدید فکر میکرد حتما دنبال عتیقه و زیر خاکی هستیم ! یا شاید هم فکر میکرد ما هم مثل سریال زیر زمین پولی چیزی چال کردیم و حالا اومدیم درش بیاریم !  میترسم فردا برم دفتر و ایندفعه ببینم لوله های گاز رو دزدیدن ! اونوقت فرداشب باید بریم لوله های گاز بدزدیم !!! اما ایندفعه دیگه نمیشه با بیل لوله در بیاریم ، حدا اقل یه تریلی و یه جرثقیل و یه بیل مکانیکی و ده تا کارگر می خواد ! اما خداییش خیلی هیجان انگیز بود . کلی هم خندیدیم .

چند اصل از قانون اساسی ما …

نوامبر 27, 2007

·          اصل 23 :  تفتيش عقايد ممنوع است و هيچكس را نميتوان به صرف داشتن عقيده‏اي مورد تعرض و موُاخذه قرار دارد.  

·      اصل 29 : برخورداري از تأمين اجتماعي از نظر بازنشستگي، بيكاري، پيري، ازكارافتادگي، بي‏سرپرستي، در راه ‏ماندگي، حوادث و سوانح، نياز به خدمات بهداشتي درماني و مراقبتهاي پزشكي به صورت بيمه و غيره، حقي است همگاني.دولت موظف است طبق قوانين از محل درآمدهاي عمومي و درآمدهاي حاصل از مشاركت مردم، خدمات و حمايتهاي مالي فوق را براي يك يك افراد كشور تأمين كند.   

·          اصل 30 :  دولت موظف است وسايل آموزش و پرورش رايگان را براي همه ملت تا پايان دوره متوسطه فراهم سازد و وسايل تحصيلات عالي را تا سر حد خودكفايي كشور به طور رايگان گسترش ميدهد.   

·          اصل 31 :  داشتن مسكن متناسب با نياز، حق هر فرد و خانواده ايراني است. دولت موظف است با رعايت اولويت براي آنها كه نيازمندترند به خصوص روستانشينان و كارگران زمينه اجراي اين اصل را فراهم كند.   

·          اصل 168 :  رسيدگي به جرائم سياسي و مطبوعاتي علني است و با حضور هيأت منصفه در محاكم دادگستري صورت ميگيرد.        نحوه انتخاب،  شرايط، اختيارات هيأت منصفه و تعريف جرم سياسي را قانون بر اساس موازين اسلامي معين ميكند.   

پا نوشت : اینها تنها نمونه هایی از چند اصل قانون اساسی است که به فراموشی سپرده شده و در در صفحه ای از صفحات قانون اساسی داره خاک میخوره و کسی هم اعتنایی به آن نمیکنه … جالب اینجاست که در میان اصول قانون اساسی به اصلی که بیان گر این باشه که انرژی هسته ای حق مسلم ماست بر نخوردم اما ظاهرا این تبدیل به یک اصل نانوشته شده و تمام اصول مکتوب در کتاب قانون اساسی رو تحت شعاع قرار داده و حتی تا جایی پیش رفته که انسان ها رو هم تبدیل به بزغاله میکنه … ای کاش این اصول نوشته نمیشد تا حداقل امروز من و یا هر خواننده ی دیگری افسوس اجرا نشدنشون رو نمی خوردیم یا شاید هم مانند انرژی هسته ای که نانوشته است اما بر اجرایش پافشاری میشه بر اجرای این اصول هم پافشاری میشد و این نیز تبدیل به یک شعار ملی مشد : تامین اجتماعی ، نان ، مسکن و آزادی حق مسلم ماست  نظر شما چیست ؟