کرویت زمین اولین بار در قرن ششم قبل از میلاد مسیح توسط فیثاغورث عنوان شد و بعد ها در سال 240 قبل از میلاد رئیس کتابخانه ی اسکندریه برای اولین بار شعاع زمین را اندازه گرفت . وی شنیده بود که در شهر اسوان که در کنار رودخانه ی نیل قرار دارد آفتاب در ظهر تابستان به طور قائم می تابد ، به طوری که امتداد شاقولی و یا هر خط فائم دیگری بدون سایه می باشد . ولی وی ملاحظه میکرد که در همان روز و همان ساعت در اسکندریه که حدود 800 کیلومتری شمال اسوان قرار دارد راستای شاقولی دارای سایه ی قابل ملاحظه ای است و زاویه ای 7 درجه با امتداد قائم تشکیل می دهد . وی با در دست داشتن فاصله ی بین دو شهر و زاویه ای که خورشید با امتداد قائم می سازد شعاع زمین را به صورت تقریبی محاسبه نمود . عددی که در آن زمان و با توجه به نبود امکانات امروزی بدست آمده بود عبارت است از : 4061 کیلومتر .
این کار در ظاهر برای ما که در عصر حاضر قرار داریم بسیار ساده است . با استفاده از ابزار و ادوات پیشرفته نظیر کامپیوتر و ماشین حساب های مهندسی و البته هندسه ی تحلیلی و تکمیل شده نسبت به آن زمان و مهمتر از همه اینکه در آن زمان ساعت دقیق به شکل امروزی اختراع و ساخته نشده بود و تعریف استاندارد و جامعی از واحد زمان نیز ارائه نداده بودند به همین علت قطعا دانشمندان آن زمان در اندازه گیری همزمان زاویه ی شاقول در دو نقطه ی مختلف دچار خطای زمانی شده اند .
من تصمیم گرفتم طبق همین روش و با توجه به همین اطلاعاتی که رئیس کتابخانه ی اسکندریه در اختیار داشت دست به چنین محاسبه ای بزنم البته مانند اون و با استفاده از هندسه . البته در اسناد و منابعی که مطالعه کردم توضیحی در مورد نحوه ی محاسبه ی ریاضیاتی این اثبات ندیدم . خودم با ترسیم یک دایره و تصاویر دو شاقول و قراول گرفتن هر دو به سمت خورشید فرضی تنها راهی که به نظرم رسید این بود که از روابط سینوسی استفاده کنم و البته بخشی هم از تشابه مثلثات . البته نمی دانم آیا در آن زمان روابط سینوسی میان اضلاع مثلث و زاویه ی روبروی آن اثبات شده بود یا نه ؟ در هر حال با توجه به ترسیمات و محاسبات تونستم به عددی نزدیک به عدد محاسبه توسط آنان در 240 سال قبل از میلاد برسم . البته لازم به ذکر است که من برای محاسبات عددی از ماشین حساب مهندسی استفاده کردم و احتمالا چون تا چند رقم اعشار اعداد رو حساب میکردم اعداد من دقیق تر باشه .
در مرحله ی دوم تصمیم گرفتم فاصله ای میان دو شهر اهواز و آبادان رو با استفاده از همین روش محاسبه کنم . در یک روز و در یک زمان سر ساعت 12 ظهر با استفاده از دو شاخص قائم و کمک دو دوربین نقشه برداری تئودولیت زاویه ی قراول گرفته به سمت خورشید را خواندیم ، البته با کمک یکی از دوستانم که همزمان با من در اهواز دست به این کار زد . علت استفاده از دوربین نقشه برداری به این دلیل بود که با توجه به کوچک بودن فاصله ی میان دو شهر اهواز و آبادان به احتمال زیاد زاویه ای بسیار کوچک به دست می آوردیم در نتیجه اندازه گیری آن بسیار مشکل خواهد بود که این کار با استفاده از دوربین نقشه برداری بسیار راحت است که همین هم شد : زاویه به دست آمده عبارت بود از : ” 7 ” 11 ” 0.3 ( بخوانید : سه دهم درجه و یازده دقیقه و هفت ثانیه برابر با 0.4852 درجه و معادل با 8.464 رادیان و 0.538 گرادیان زاویه ای ) . پس از انجام محاسبات نتیجه ی حاصل به دست آمده عبارت بود از : 74.5002 کیلومتر . با توجه به فاصله ی شعاعی میان دوشهر که عدد 90 کیلومتر است و با توجه به خطای احتمالی در محاسبات و اندازه گیری به روش دستی و همچنین نقاط ضعف این روش هندسی ، جواب به دست آمده قابل قبول است .
حال در نظر دارم جهت تکمیل این تحقیق و محاسبات این پروژه ، این اندازه گیری و محاسبات رو در چند نقطه ی دیگر ایران انجام بدم ، تا تاثیر اختلاف ارتفاع ، بعد فاصله ، مقطع زمانی از سال ( تابستان یا زمستان ) و مهمتر از همه خطای پارالاکس که در مناطق جنوبی و استوایی بیش از مناطق کوهستانی است و میزان خطای احتمالی انسانی و محاسباتی رو هم بررسی کنم و بعد از جمع بندی به یک نتیجه ی نهایی برسم .
فوریه 14, 2008 در t 21:39 |
سلام. خوبی. ببابا محاسبه گر. بابا گالیله!!!!!!!چه طوری خوبی.فکرکردیم تعطیل کردی رفتی…. دیگه نیومدم سر بزنم. چرا گفتی مهرگان یه چیز دیگه است..همینه بابا. من خودم هم تو کتاب خوندم. هم از دوست زرتشتی ام پرسیدم هم تو سایت افتاب خوندم… روز پنجم اسفند تقویم باستانی یعنی بیست نهم بهمن ما.نمی دونم برم یه سرچ بکنم. خوب شد گفتی داش ارسلان
پاسخ : سلام ، خوب در اصل تعطیل کرده بودم اما حالا دوباره نوشتم ! اشکالی که نداره احیانا ؟ اگر داره که دیگه ننویسم
فوریه 14, 2008 در t 21:50 |
بازم سلام خوبی. مرسی از راهنماییت. عوضش کردم.ولی فکر کنم به این جشن هم مهرگان می گن علاوه بر اون چیزی که توی مهر هست. یعنی زرتشتیها هر کدوم از روزهای ماهشونو نام گذاری کردن حالا هر روز اسم ماه و اسم روز یکی بشه جشن می گیرن… به هر حال مهرگان اصلی اونه که روز پیروزی فریدون بر ضحاکه … درست گفتم؟خدا خیری به این بابای ما بده .اطلاعاتش در این موارد خوبه.
پاسخ : برای مطالعه ی دقیق تر میتونی به شاهنامه ی فردوسی مراجعه کنی
فوریه 14, 2008 در t 22:24 |
خان جان هر وقت خواستی فیثاغورس را اثبات کنی ما را هم صدا کن. ما قبلا شعاع زمین را متر کرده ایم!!
، منظور خاصی نداشتم تنها جز اینکه اسم وبلاگت خیلی باحاله و البته باعث تعجب من به همین دلیل یه ! گذاشتم اگر ناراحتی برش دارم اما قشنگه ها
(از این “خانی” که به شما اعطا کرده ایم ناراحت که نیستید؟)
(این علامت “!” جلوی ما، منظورتان چه بود؟!!)
پاسخ : نه عزیز جان ناراحت نیستیم ، حالا چند متر بود ؟
فوریه 15, 2008 در t 08:30 |
اگه اشتباه نكنم تو كتاب زمين شناسي دوره ي پيش دانشگاهي دقيقا” اين ماجرا مطرح شده بود ولي جز متن اصلي كتاب نبود از اين بيشتر بدانيدها بود! و تا اونجا كه يادمه من اثباتش كردم.
حالا ببينم مي تونم كتاب و طريقه ي اثباتو پيدا كنم يا نه!
فوریه 15, 2008 در t 09:39 |
كتاب زمين پيش دانشگاهي(البته زمان ما!!!)، فصل يك(حركات زمين)، صفحه ي يك و دو.
تو همين فصل در مورد انداره گيري شعاع زمين توسط ابوريحان بيروني نوشته شده.(البته خودتون بهتر بلدين!;) )
اينجا اينطوري نوشته كه اراتوستن- كسي كه محيط زمينو با اين روش محاسبه كرد- كرويت زمين و فاصله ي دو شهرو مي دونسته. وقتي زاويه ي 7 درجه و 12 دقيقه رو بدست مياره با توجه به فاصله ي دو شهر مي دونسته كه حدود يك پنجاهم محيط زمينو داره و به راحتي محيط كل زمين و از اونجا شعاع رو به دست آورده.
دو تا خطا داره روش اراتوستن: 1- شهر سين و اسكندريه روي يك نصف النهار نيستند2- هيچ وقت در شهر سين شعاع تابشي كاملا” عمود نيست چون اين شهر روي مدار 24 درجه هست. ولي بهرحال تخمين خيلي خوبي از محيط و شعاع زمين به دست آورده.
پاسخ : درسته روش جالبیه ، البته به نظرم ایرادات دیگری هم وارد هست به این روش که بعدا مفصل راجع بهش خواهم نوشت . معلومه شما هم دستی در علوم اعتباری دارید .
فوریه 15, 2008 در t 20:19 |
سلام جناب ارسلان خان
راستش بيشتر از وبلاگ و نوشته هات از اراده و پشتكارت خوشم مياد
وقتي از تصميمات و تحقيقاتت مينويسي آدم به وجد مياد
اميدوارم كه موفق باشي تو كارت
پاسخ : ممنون مرسی دوست عزیز
آگوست 25, 2009 در t 01:27 |
اومدی اهواز یه سری به ما هم بزن. اگه پردازش تصویر کاری داشتی که بهتر…