دیشب حسابی از دیدن این قسمت از سریال مرد هزار چهره لذت بردم ! آخ که چه باحال گیر داد به این جماعت پزشک ! جالبه سال گذشته تمام سریال ها سوژشون دوستان پزشک بودن که دیگه مهران مدیری زد توی خال و تکمیل کرد !!! دیدید چه دکتر دکتری به هم میگفتن و به هم چه نونی قرض میدادن ؟؟؟ در واقع هم همینطوره ! در بین بعضی از دوستان صنف پزشک ، هستن کسانی که واقعا هم شورش رو در آوردن و همدیگه رو با عنوان خطاب میکنن حتی توی خونه ! من خودم به شخصه شاهد این موضوع هستم !!! من نمیدونم بعد از فارغ التحصیلی دوستان ، عنوان دکتر به اول نام و نام خانوادگیشون اضافه میشه ؟؟؟ خوب عزیز من اگر شما دکتری ، طرف مقابل هم گواهینامه ی پایه یک داره ! ، هر کس توی شغل خودش یه عنوانی داره اما در زندگی اجتماعی که دیگه نباید دخالتش داد !!!
شخصا یک سند در اختیار دارم که دیگه عمق فاجعه رو نشون میده ! سند یک دستگاه خودرو که از یکی از دوستان پزشک خریدم ، دقیقا در محل امضای مربوط به فروشنده نوشته : دکتر مهدی (…) …. در حالی که این دوست توی شناسنامه اش اسمش با مهدی شروع میشه ! یا پسر خاله ی گرام در پیامکی که به مناسبت تبریک سال نوی جدید برای من فرستاده بود در انتهاش نوشته بود : dr.arman … ! خلاصه حکایتیست … توی جمع خانوادگی و مهمانی و … ناخواسته یا شاید هم بر اساس عادت همدیگه رو با عنوان دکتر خطاب میکنن ، یک نمونه هم سراغ دارم که اگر با عنوان نخوانیدش بهش بر میخوره که ما هم مخصوصا دستش میندازیم !
راستی گفتم سند ماشین این نکته رو هم اضافه کنم که هروقت خواستید ماشین بخرید اگر فروشنده ماشین پزشک بود ، درنگ نکنید و ماشین رو معامله کنید ! چون واقعا ماشین کار نکرده و تنها کارکردش تردد بین محل کار و منزل هست ، بیشتر ساعات رو هم در پاکینگ مطب یا بیمارستان متوقف بوده ، عملا ماشین کار نکرده ، اما هیچوقت از یک مهندس اون هم از نوع پیمانکارش ماشین نخرید که پشیمون میشید ! چون یه پیمانکار از ماشین تا حدی که بتونه جواب بده کار میکشه ! زمانی که پاترول رو از دوست پزشکم خریدم طی اون چند سالی که دستش بود فقط 23000 کیلومتر کار کرده بود و عملا ماشین هنوز صفر بود ! وقتی که افتاد به دست اینجانبان ! ظرف یک سال کار کرد ماشین رسید به 82000 کیلومتر !!! ضمن اینکه یک بار هم سرسیلندر ماشین باز شد ! خلاصه از ما گفتن بود
پانوشت : ما مخلص دوستان پزشک هستیم !!!
پانوشت 2 : برخی از دوستان پزشک از دست من بخاطر نوشتن این یادداشت ناراحت شده اند ، این نوشته تنها منعکس کننده برخی الگوهای رفتاری بعضی از اعضای جامعه ی پزشکیست ، ضمن آنکه ما ارادتمند دوستان پزشک و جامعه ی پیراپزشکی هستیم ، در همین ارتباط هم در گذشته ی نچندان دور یادداشتی نوشته بودم که برایتان پیوندش را میگذارم .
مارس 23, 2008 در t 06:41 |
داییم قدیما یه موتور گازی داشت (یعنی هنوزم داره، رو دستش مونده) وقتی که مشتری اومده بود براش، گفتیم که این موتور مال یه مهندسه که صبح بااش میره تا کارگاه و عصری بر میگرده!
بعضی این دکترها را هم دیدی که با یه تلاش مضحک سعی میکنند با یه لهجه مزخرف صحبت کنند؟!
مارس 23, 2008 در t 07:28 |
ای مهندس. حالا مگه اشکال داره. ما هم به رفقا می گیم مهندس.
می خواهی این دکترهای وردپرس به حسابت برسن؟
مارس 23, 2008 در t 09:49 |
سلام دوست قدیمی
من از دستت ناراحت نیستم. با مطلبت مشکل داشتم و اصلا هم حس طنز توش ندیدم! یه جورایی انگار حرف دلتون بود!!!
با عرض پوزش ببخشید به جماعت دکترها، از اونجائیکه تو دانشگاه علوم پزشکی درس خواندم و کار کردم متوجه شدم که عنوان دکتر بلافاصله بعد از چاپ اسم طرف مربوطه در روزنامه بعنوان قبولی در رشته های پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی و دامپزشکی به اسم طرف اضافه میشه و تا آخر عمر هم این چسبندگی ادامه داره. خدا خیرشون بده!
مارس 23, 2008 در t 20:09 |
با اجازه گذاشتمش بالاترین:
https://balatarin.com/permlink/2008/3/23/1257150</strong
مارس 23, 2008 در t 20:11 |
آقا قبلی کدش ناقص بود اشتباه شد، درستش اینه :
https://balatarin.com/permlink/2008/3/23/1257150
مارس 23, 2008 در t 20:24 |
آره این نون به هم قرض دادنشون اوضاعی بود. من زن و شوهر سراغ دارم به همدیگر می گن خانم و آقای دکتر! پیمانکار اگه رست (املای صحیح!) هر چیزی رو نکشه که کلاش پس معرکه است. اما ماشینی که آدم از خانما می خره معمولا صفحه کلاجش باید عوض شه؟؟
آره پیمانکار باید شیره ی همه چیز رو بکشه ! هم باید صفحه کلاچ عوض بشه هم بره صافکاری و گلگیر هاش عوش بشه !!!
پاسخ :
مارس 23, 2008 در t 23:39 |
اشکال از اینجا شروع میشه که به محض اینکه دانشجوهای پزشکی دروه بالینی یا استاژری و اینترنی رو شروع میکنن از طرف اساتید تحت فشار قرار میگیرن که همدیگه رو دکتذ صدا کنن تا مریض به قول معروف اعتماد کنه و بعدا هم این عادت تو همه میمونه!!
من با اینکه دوست ندارم کسی بهم بگه دکتر و دوستای نزدیکم هم فوقش دکی صدام میکنن باز تا یه همکار میبینم بهش میگم دکتر!!
عادته دیگه!!
پاسخ : عادته دیگه دوست عزیز ، اما خوب میشه کنار گذاشت ، اراده کنید میتونید ترک کنید
مارس 24, 2008 در t 02:02 |
طنز خوبیه ،من که مردم از خنده
مارس 24, 2008 در t 04:07 |
البته آدم یک جوری هم توی رودروایستی می ماند. من توی ایمیل هم اکثرا یادم می رود و به این دکتر مجیدی ( یک پزشک ) می گویم دکتر. توی وبلاگش می گویم دکتر که یک ذره احترامش رو جلوی بقیه نگه داشته باشم اما توی ایمیل اصلا زبون به چیزی مثل علیرضا و … نمی چرخد. باید یک تمرینی داشته باشیم!
درگوشی: اما واقعا بد نیست که یک پزشک به دکتر معروف بشود چون در مریض حس خوبی ایجاد می کند. این حس خیلی دلپذیر است.
ممنون از نوشتتون
پاسخ : دادش من توی خونه پای سفره ی هفت سین که دیگه بیمار نداریم ، اون عزیزان همشون اعضای خانواده هستن ! اونجا هم خونه است نه بیمارستان !!!! بابا بین این دو تا خیلی فرق هست !!!
مارس 24, 2008 در t 13:53 |
سلام .سال نو مبارک . سال خوب وشاد و پر از سلامتی رو برات آرزو میکنم . درضمن در مورد ویژگی های ازدواج خانم ها اگه ملاکت اینهایی که گفتی بود تا آخر عمرت مجرد میمونی . از ما گفتن بود خود دانی….
مارس 24, 2008 در t 17:03 |
وای منم که دانشجو پزشکیم از خنده غش کردم…
مخصوصا اونجا که خانوم مریض اومد…گفت ببخشید من نامزد دارم….
خدایی tv ایران یه مدته گیر داده به پزشکان…
پاسخ : آره تازه بی ادب ها در مورد مهندس ها هم جوک میسازند !!!!
مارس 24, 2008 در t 17:23 |
حالا اگر چیزی بارشون هم بود خوب بود.کل هاشون پوکه پوکه.
پاسخ : اولا توهین نداشتیم !ثانیا : همین دوستان پزشک هستند که توی همین ایم تعطیل کشیکند و شبانه روز خدمت میکنند و جان خیلی از ما ها رو نجات میدن ف این مطلب تنها یه طنز بود و اشاره به رسم و رواج متداول در بینشون داشت همین و بس ، وگرنه چه کسی میتونه از روی علامت درد زانو یا مثلا دو سی سی خون بفهمه که طرف بیماریش چیه اون هم با این همه پیچیدگی ساختار اجزای بدن ؟؟؟ !!! ؟؟؟ پس نتیجه میگیریم که کله هاشون هم خیلی پره !
مارس 24, 2008 در t 17:38 |
نمی خوام از دکتر ها دفاع کنم اما همه جای دنیا پزشکان را دکتر صدا می کنند البته بخاطر مقدس بودن شغل پزشکی هستش که مردم به نوعی بهشون احترام می گذارند. هرچند بعضی پزشکان هم بی جنبه اند
اگر بهشون دکتر نگن و صداشون نزنن چی بگن ؟ بگن چوپان خوبه
پاسخ : داداش مثل اینکه شما یک کم گیراییت ضعیفه ؟ من گفتم این یک عنوان کاریه ، توی محل کار بگو دکتر ، توی خونه و توی جمع دوستانه بگو فلانی !!! مثلا اسی !
مارس 24, 2008 در t 18:32 |
من میخواستم یه مطلب در مورد پزشکان مملکت خودم بگم.
من یه موردی پزشکی دارم که سالها تو ایران تحت نظر پزشک متخصص بودم. اینجا که اومدم غصه ام شده بود که چه غلطی بکنم. دکترم گفت برو به امید خدا و اگه موردی پیش اومد سریع برو پیش دکتر. ولی اینجا سیستم مثل ایران نیست که بلندشی بری دکتر متخصص ببینی، باید هفت خوان رستم بگذرانی. خلاصه که قبل از ایران اومدن تو ایام کریسمس رفتم پیش دکتر متخصص و با کلی شوق و ذوق گفت که تو دیگه مشکلی نداره و حالت از من بهتره و دیگه اصلا لازم نیست بیای پیش من! منم با کلی شوق و ذوق اومدم ایران و یه راست رفتم پیش دکترم که خبر خوش بهش بدم. بعد از کلی آزمایش و معاینه محترمانه گفت که دکترهای انگلیسی گند زدن با این تشخیصشون!! تو هیچ فرقی نکردی، هنوزم مشکل داری!! یعنی حال عظما ازم گرفته شد که نگووووو و از اون به بعد به خودم قول دادم که دیگه پام را تو مطب هیچ دکتری نذارم اینجا! خدایش دکترهای خوبی تو ایران داریم
پاسخ : برای شما از درگاه خداوند آرزوی شفای عاجل دارم ، ضمن اینکه من دقیقا موردی بر عکس شما داشتم !!!
مارس 24, 2008 در t 19:30 |
ايول،خيلی باهال بود،تو دنشگاه ما وقت يکی خيلی شسگوله و چيزی نميفهمه،بهش ميگن دکتر
مارس 24, 2008 در t 20:13 |
آسياب به نوبت! بترسيد از روزي كه نوبت به مهندسين برسه!D:
پاسخ : ظاهرا به ما هم نوبت رسیده و دارن توی جمع هاشون جک میگن برامون !!! راستی دکتر شما هم در جمع هاتون به صنف محترم پزشک توهین میکنید ؟؟
مارس 24, 2008 در t 20:15 |
ایول! حق با شماست!
پاسخ : چاکریم
مارس 25, 2008 در t 08:06 |
گالري عكس فيد : براي خوراك خوانتون يك عكس جالب انتخاب كنيد.
http://www.key1one.wordpress.com
براي ايجاد و پيشرفت فرهنگ خوراك خواني
مارس 26, 2008 در t 07:42 |
خسته نباشین
خودمونیم یه جوری میخواستی بگی مهندسی اون از اب و نون دارا
پاسخ :آره از کجا فهمیدی شیطون ؟؟؟
مارس 26, 2008 در t 08:21 |
آخ كه اين پزشكان چقدر از خود راضيند . فكر ميكنند ديگه هيچ كس درس نخونده الا اينا .فكر ميكنم توي دانشگاه فقط 2 واحد از خود راضي بودن را پاس ميكنند . آخر كار هم ميبيني هيچي بارشون نيست .
مارس 26, 2008 در t 08:59 |
والا در خارج از کشور اگر به دکتر بگی دکتر ناراحت میشن حتما باید با اسم معمولی صداشون کنی !
مارس 26, 2008 در t 09:56 |
baba to ham khob dars mikhundi doctor mishodi.azize delam reshte pezeshkam mesle artesh selsele marateb dare vaje doctor ham na tanha dar iran balke dar hame jaie donia estefade mishe.tooie artesh ham be taraf migan jenab sarhang vaghti taraf baghali ham baz karde behesh migan jenab sarhang chon in ghesmati az moghararate karhaiii hast ke tu un daraje bandi vojud dare.tu bimarestan chon parastar behiar nurse va mama ba ham kar mikonan mesle artesh baiad alghabi dade beshe ta mizane masuliat va daraje har kas malum beshe
مارس 26, 2008 در t 12:49 |
واقعا حرف دل منو زدی…. من الان این ور دنیا دارام دکترای مهندسی میگیرم … 5 تا پروفسور دارند باهام کار می کنند هنوز همشون رو داریم به اسم کوچیک صدا می کنیم …حالا این دانشجو های سال دوم سوم پزشکی هنوز امتحان جامع نداده خودشون رو دکتر صدا می کنند…یادمه سال های اول دانشگاه که بودم (دانشگاه شریف) به عنوان مترجم تو دانشگاه شهید بهشتی با چند تا دانشجوی پزشکی کار می کردم… جالب بود که اگه بهشون دکتر نمی گفتی حتی حاضر نبودند جواب سلامتو بدن
مارس 26, 2008 در t 17:03 |
@ نادر :


@ یک مشهدی دیگر : خوب برای اینکه ظرفیت دارند !
@ پویا : ما درسمون رو خوندیم به قول معروف آردمون رو بیختیم ، الک رو آویختیم !!!
@ سیاوش : ای رفیق …
مارس 27, 2008 در t 02:07 |
جالب اينه که چنين مسئلهای در تمام دنيا هست و به ايران محدود نميشه. مدرسه که ميرفتم (در آلمان) معلم مربوطهامون مجبورمون ميکرد که معلم رياضيمون رو که آدم فوقالعاده نچسبی هم بود حتماً دکتر صدا بزنيم، در حالی که طرف اونقدر در روابط اجتماعيش ناتوان بود که همين که ما با اسم فاميل و پيشوند آقا صداش ميکرديم از سرش هم زيادی بود. اما اگر طرف آدم باحالی باشه خودم به خاطر حس احترام و محبت دکتر صداش ميکنم. يکی از دوستانم که شخص فوقالعاده محترم و فهميده و باسواديه و از من هم ده بيست سالی بزرگتره اصرار داره که به اسم کوچيک صداش کنم، اما من باز بهش ميگفتم دکتر جان! اصلاً آدمهايی که ارزش دکتر صدا کردن داشته باشند هيچوقت اصراری در استفاده از لقب و تيترشون ندارند.
در آلمان بعضی از خانمها هم اصرار دارند که اونها رو با لقب شوهرشون صدا بزنند (مثلاً خانم دکتر! يا خانم مديرعامل! خانم مدير کل!) بيخبر از اينکه ملت به ريش همچين آدمهايی ميخندند. ياد يک چيز ديگه هم افتادم: چند سال پيش يک مارک خميردندون (يادم نيست چه مارکی بود) يه تبليغ تلويزيونی پخش کرد که من آخرش هم درست نفهميدم منظورش دقيقاً چيه. يه خانمه رو نشون ميداد که ميگفت به عنوان «خانم يک دندانپزشک» (نه دندانپزشک مؤنث، بلکه همينجوری «خانم يک دندانپزشک») توصيه ميکنم که خمير دندان فلان اله است و بله است! حالا مسئله اين بود که اگه خودش دندونپزشک بود چرا مثل آدم نميگفت «به عنوان يک دندانپزشک»؟ و اگه زن يک آقای دندونپزشک بود، ديگه روپوش سفيد پوشيدن و خميردندون معرفی کردنش چه صيغهای بود؟ مطبوعات نوشتند که تبليغ تلويزيونی يک شغل جديد اختراع کرده: «خانم يک دندانپزشک»!
خيلی پرحرفی کردم اما اين رو هم بگم و برم: اصل اون ضربالمثل اينه «آردمونو بيختيم، الکمونو آويختيم». بيختن يعنی همون الک کردن، غربال کردن.
مارس 27, 2008 در t 09:07 |
من حوصله نکردم تمام کامنت ها را بخوانم شاید پیشتر کسی حرف من را زده باشد و در نتیجه گذاشتن این کامنت بی معنی باشد. من به عنوان جزئی از جامعه پزشکی به هیچ وجه از نوشته تو که گویا به بسیاری از هم صنفان من برخورده است ناراحت نشدم. حتی خودم گاهگداری مطالبی مینویسم که خون دوستان پزشکم را به جوش می اورد. متاسفم برای اینکه بسیاری از ما؛ وارای شغل یا پیشه ای که داریم تحمل شنیدن چند جمله طنز علیه خود یا کسوتمان را نداریم و زود رگ گردنمان منقبض می شود اما در مقابل اگر نوک پیکان متوجه ما یا کسوتمان نباشد شدیدا از شنیدن و خواندن آن طنز لذت می بریم. تحمل شنیدن یک سخن طنز چیزی است که هنوز خیلی از ما نداریم؛ تحمل شنیدن حرف مخالف که پیشکش!
مارس 27, 2008 در t 14:30 |
راستش اصلا به سریال مهران مدیری کاری ندارم. امروز هم تو درمونگاهمون همین بحث بود که من هم گفتم اون فقط یه سریال طنز بود من متاسفانه زیاد ناراحت می شم از سریال هایی که توش گاف ÷زشکی داره و اینو هم گفتم که خدا رو شکر اون انترن معایناتشو تقریبا صحیح انجام داد جز گفتن افتالموسکوپ که به اشتباه گفت افتالسکوپ… باز به نظر من همینشم خوب بود که یه معاینه نورولو|ی رو انجام دادن. و بقیه ماجرا هم اصلا به نظرم جای ناراحتی نداره… چون فکر می کنم بار طنز داشت هرچند دیگه طنز هم به درستی تو جامعه نداریم و طنز هم مفهوم اصلیشو از دست داده و مردم همه منتظرن تا یه چیزی ببینن و بر علیه هم بکار ببرن..
اما در مورد مطلب که دکترا همدیگه رو با عنوان صدا می کنن.. شاید این موضوع به نظر افرادی که از بیرون نگاه می کنن عجیب باشه.. اما خب من خودم تو محیط کاری همیشه اول اسمم عنوان دکتر رو میارم. ( اما نه در محیط خانواده یا دوستان یا با دختر خاله و پسر خاله ام ) .. چون به نظرم اصلا موضوع پیچیده و بدی نیست.. به قول دوستم انگار که هممون به معلمامون می گفتیم خانوم معلم…. اون هم یه لقب بود و هیچ ایرادی نداشت.. این هم یه چیزی هست که تو محیط کاری جا افتاده… اگه از بیرون بخوای نگاه کنی شاید یه ژست باشه.. اما اینطور نیست. البته با این موضوع مخالفم که مثلا برم تو سوپر مارکت یا تو بنگاه معاملات و خودمونو دکتر صدا کنیم.. نه ! فقط تو محیط کاریمون یا بین خودمون این طوریه…
مارس 28, 2008 در t 14:57 |
kare shoma nist shenasaee raze gole sorkh …………kare shoma shayad in ast dar afsun gole sorkh shenavar bashid!!1!
مارس 28, 2008 در t 15:08 |
kare shoma nist shenasaee raze gole sorkh ………..kare shoma shayad in ast dar afsun gole sorkh shenavar bashid!!
maghese paye yek ba pezeshk !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!?
مارس 28, 2008 در t 15:16 |
kar shoma nist shenasaee raze gole sorkh……. kar shoma shayad in ast dar afsune gole sorkh shenavar bashid!!
moghayese paye yek ba pezeshki akhareshe !!!!!!!!!!!
مارس 29, 2008 در t 16:07 |
. من خودم ÷زشکم. ایرانم هستم و ضمننا تو محل کارم همه به جز مریضا با اسم کوچیک صدام میکنن و منم اونا را هممینجوری صدا میکنم. ولی خداییش شما که میگین همه عنوانا برای محل کارا بیاین ملت را هم اول توجیه کنید که مریض دیدن و فشار خون گرفتن و ازمایش نگاکردن هم برای محیط کاره . ما تو مهمانی و تاکسی و مسافرت و ساعت سه ونیم نصف شب نه دکتریم. نه دلمون میخواد دکتر باشیم و ÷ز بدیم نه دکتر صدامون کنن نه کاری با ما دتشته باشن. قبول؟
مارس 29, 2008 در t 19:10 |
جامعه پزشكي همواره مورد حسادت افراد بوده اين موضوع را حتي در شعر حافظ هم براحتي ميشه ديد و تا امروز كه هر كس ميخواد خودشو بالا ببره يا كار يا حرفه خودش را مهم جلوه بده (بويژه آخوندا و اياديشون) سعي در تحقير اين عده يا كم كردن ارزش كار پزشكان داره. تو جامعه اي كه توهين به پزشك به لازمه دريافت مجوز براي سريالها و فيلمهاي سينمايي تبديل شده داشتن چنين احساساتي بهيچ وجه دور از انتظار نيست
ضمنا اين شيوه توهين و معذرت خواهي خيلي وقته كهنه شده.
در مورد ساخته شدن طنز در مورد پزشكان و ظرفيت داشتن واينجور حرفها خودم بارها فيلمها و سريالهاي طنز خارجي رو ديدم كه محور اونا يه پزشكه كه مثلا ويژگيها و يا زندگي خنده داري داره ولي بندرت ديدم كه كارگردان با احمق يا بيسواد نشون دادن پزشك و مخصوصا جامعه پزشكي سعي در ايجاد طنز داشته باشه چون بار منفي اون غيرقابل جبرانه و ساخته شدن روز افزون اينگونه فيلمها در كشور ما ريشه جاي ديگه داره كه فكر كنم تو حرفام بهش اشاره كردم.
مارس 29, 2008 در t 19:13 |
جامعه پزشكي همواره مورد حسادت افراد بوده اين موضوع را حتي در شعر حافظ هم براحتي ميشه ديد و تا امروز كه هر كس ميخواد خودشو بالا ببره يا كار يا حرفه خودش را مهم جلوه بده (بويژه آخوندا و اياديشون) سعي در تحقير اين عده يا كم كردن ارزش كارشون داره. تو جامعه اي كه توهين به پزشك به لازمه دريافت مجوز براي سريالها و فيلمهاي سينمايي تبديل شده داشتن چنين احساساتي بهيچ وجه دور از انتظار نيست
ضمنا اين شيوه توهين و معذرت خواهي خيلي وقته كهنه شده.
در مورد ساخته شدن طنز در مورد پزشكان و ظرفيت داشتن واينجور حرفها خودم بارها فيلمها و سريالهاي طنز خارجي رو ديدم كه محور اونا يه پزشكه كه مثلا ويژگيها و يا زندگي خنده داري داره ولي بندرت ديدم كه كارگردان با احمق يا بيسواد نشون دادن پزشك و مخصوصا جامعه پزشكي سعي در ايجاد طنز داشته باشه چون بار منفي اون غيرقابل جبرانه و ساخته شدن روز افزون اينگونه فيلمها در كشور ما ريشه جاي ديگه داره كه فكر كنم تو حرفام بهش اشاره كردم.
مارس 29, 2008 در t 21:19 |
به به به ! آفرین ! خیلی جالب نوشتی زدی تو پوز دکترا!!!!!!!!!11
مارس 30, 2008 در t 13:22 |
@ دکتر گم شده : از اشعار مرحوم سهراب وام گرفتید ! از خودتون حرفی نداشتید ؟؟؟ من مرده ی این افسون گل سرخ شما شدم !!
دکتر دکتر دکتر
@ ستاره : فتبارک ا… و احسن الخالقین !!! خوب مجبورتون نکردن که ! خودتون انتخاب کردین حالا هم پاش وایسین ! مگه کم گفتم برید پزشک بشید ؟
@ حمید رضا : برو حال کن ، خوش باش ، به بقیه دوستانت هم بگو که حافظ به شما حسادت کرد !!! این آخر عقده ای بودن و بی سواد بودن یه نفر رو میرسونه !!! چقدر برای جامعه ی پزشکی متاسفم که شما از اعضای اون هستید ، معلومه که اصلا از ادبیات چیزی نمیفهمید ! اما خداییش این نظر از اون نظرهای باحال بود ازتون خیلی ممنونم که این نظریه رو دادید و فکر کنم تا مدت ها سوژه ی خنده ی محافل ما جور شد ! حافظ حسود میشود !!! برو اسپند دود کن که چشم نخوری و حافظ و سایر شعرا و عرفا و علما … یه وقت چشمت نزنن آخه شما دکتری
مارس 30, 2008 در t 14:58 |
به گمانم ادامه ي اين حرف و حديثها منجر به تغيير موضع و عقيده ي سابقتان به صورت علني خواهد شد. با استناد به پاسخهايتان گويا شده.
نظر خودتان چيست؟!
مارس 30, 2008 در t 18:37 |
@ ژاندارک : نخیر ، موضع من همان است که بود ، من مخلص و ارادتمند پزشکان عزیز و از جان گذشته بودم ، هستم و خواهم بود ، زحماتشان را از یاد نخواهم برد خصوصا زحمتهای یکی از این دوستان که زندگی خود را مدیون او هستم ، اگر در مورد پاسخ من به کامنت ها اینطور برداشت شده که من نظرم در مورد این صنف تغییر کرده باید به عرض مبارک برسونم که خیر ، میتونید جوابی که به دوست خواننده خانم یاس دادم رو مطالعه بفرمایید ، ضمن اینکه جوابی هم که به دوست عزیز خواننده سیاوش دادم بیشتر طنز و مزاح بود چون هم من و هم او میدانیم که علم طب خود عالمی گسترده داشته و دارد و از ظرافت های خاص برخوردار است این رو هم به عنوان تعارف عرض نمی کنم بلکه به عنوان کسی که چند طرح بیومکانیک رو بررسی کرده و روی ساختار قلب و نحوه ی پمپاژ خون در حال تحقیق است و یا ساختار سازه ای بدن رو بررسی کرده عرض میکنم و خیلی خوب از نزدیک با علم پزشکی آشنایی دارم .
اما برخی از همکاران شما هم نظرات محیر العقولی دادند که حتی تمدن بشری رو به زیر سوال برده اند گویا تنها بر روی ارض خاکی اینها بوده اند و سایرین هیچ ! ایمیل هایی از برخی از دوستان داشتم که در اون ها ادعاهای عجیب و غریب کرده اند و مدعی شده اند که من حسودم و چه و چه و چه !!! از 2000 کتاب خواندن طی مدتی کوتاه بگیرید تا همین حسادت حافظ شیرازی ! خوب البته این رو میگذارم به حساب خامی این دوستان عزیز و احتمالا اگر جواب تندی هم داده ام واکنشی خاص بوده نسبت به اون نظر ! خصوصا نسبت به این دوست عزیز که مدعی شده است که حضرت حافظ نسبت به پزشکان حسادت داشته ! جل الخالق حداقل اگر این حرف را برای کسی میزدند که با ادبیات آشنایی نداشته باشه شاید قبول میکرد اما نه من که غرق ادبیات هستم و با آن زندگی میکنم … قضاوت با شماست . ضمن اینکه باید این توضیح رو هم مجددا بدهم که این پست تنها یک بیان طنز بود از برخی عادات همکاران شما ! همانطور که حتما خوانده اید من در مورد دوستان نیروی انتظامی هم طنز مینویسم به مراتب تند تر و بی پروا تر آیا به آنها هم حسادت میکنم ؟؟؟ آیا با آنها هم دشمنی دارم ؟ اصلا این که شغلی بهتر است یا بدتر معنی ندارد ! بارها خود شما در کامنت هایی که گذاشته اید به ما عنوان و لقب خاک باز داده اید خوب این لقب بی دلیل هم نبوده چون ما خاک سر و کار داریم ایا حال من باید بنشینم یک پست بنویسم علیه شما یا ایمیلی بزنم به شما و بی احترامی کنم ؟ من تعدادی از نظرات رو پاک کردم … باورم نمیشد که نویسندگان این نظرات و ایمیل ها هم پزشک باشند یا حتی اصلا تحصیلات داشته باشند … امیدوارم توضیحاتم کافی بوده باشد . اگر نبود باز هم برای پاسخ گویی به تک تک موارد مطرح شده از جانب شما و سایر دوستان حاضر هستم .
مارس 30, 2008 در t 19:14 |
فکر میکنم این موضوع که روی عملکرد پمپاژ قلب کار کردین بیشتر مربوط به فیزیولوژی باشه تا پزشکی . و حتی اگر هم دکترای فیزیولوژی داشتید در مورد مسایل پزشکی وطب صاحب نظر نبودید. امیدوارم که غرق بودن در ادبیات با معنی تر از اشناییتون با علم پزشکی مه در حد دوست بودن ومدیون بودن به یکی از همکاران ما و اشنایی با زیست شناسی قلب و چند بار سرماخوردگی باشه.
مارس 31, 2008 در t 06:11 |
@ ستاره : اینکه به کدام شاخه از علم طب مربوط میشه زیاد مهم نیست ، من از نظر علم مکانیک سیالات این موضوع رو بررسی کردم و بحث کار و انرژی که از بحث ما خارج هست ، ، قطعا در مورد علم طب هم صاحب نظر نبوده و نیستم و ایضا همچین ادعایی هم نکردم ! بلکه گفتم با این علم آشنایی دارم ! در مورد آشنایی من با ادبیات ایران هم فکر نکنم نیازی باشه که توضیح بدم .
آوریل 3, 2008 در t 03:22 |
آره اینو راست میگین.
شوهر دوستم فوق تخصص سرطان و یا همچین چیزیو داره
عید زنگ زده بود که تبریک بگه. این بار خطشو عوض کرده بود.
میدونین وقتی گفتم شما چطوری خودشو معرفی کرد:
من دکتر شهرام م … هستم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آوریل 3, 2008 در t 03:26 |
این بالایی منم. آدرسمو اشتباه نوشتم.
آوریل 4, 2008 در t 19:36 |
خب بالاخره پیغام گذاشتم:) میدونی ارسلان برای نقد کردن و طنز پردازی از یه پدیده باید آگاهی کامل داشت نسبت به اون…من قسمت های طبیبانه سریال جناب مدیری رو دیدم و برداشتی که داشتم این بود که نویسندگان این قسمت اصلا قشر پزشک رو نمیشناسن شاید بخاطر همین هم به نظرم اصلا با مزه نبود شوخی هاشون چون دیدی که این برنامه داشت به جماعت پزشک دید عامه مردم بود نه کسی که آگاهی داره…من تاحدی حرف های حمیدرضا رو تایید میکنم…پزشک توی ایران همیشه یه طبقه دست نیافتنی بوده کاری به علتش ندارم ولی شاید بیشترین گروهی که باهاش شوخی میشه پزشکا باشن چون یه بی اعتمادی عمومی نسبت به این قشر بوجود اومده متاسفانه که قطعا خود دانشکده های پزشکی هم توی این قضیه نقش داشتن…نمیدونم سریال رقص پرواز رو دیدی یا نه اونجا مهدی هاشمی نقش یه ارتوپد بد اخلاق رو بازی میکرد که منی که با منش ارتوپد ها آشنایی دارم کاملا برام ملموس بود این شخصیت…و رفتار این کاراکتر برام بامزه و باور کردنی بود اما مهران مدیری و اون خانواده طبیبیان جز شاید یکی دو صحنه هیچ ارتباطی با منی که پزشک ها رو خوب میشناسم برقرار نمیکردن و این از عدم آگاهیشون بود به نظرم…در مورد عنوان هم با دختر اردیبهشتی کاملا موافقم…فکر میکنم کسانی که توی خونه بهشون میگن دکتر احتمالا از قدیمی های این رشته بودن…همون دوره ای که مرد ها رو خانومهاشون یا با لقب صدا میکردن یا با فامیل…وای که چقدر حرف زدم:)
آوریل 5, 2008 در t 18:19 |
من با نظر شما در خصوص اینکه در محیط کار باید عنوان دکتر رو بکار برد مخالفم.یادم میاد یه بار برای یه استاد دانشگاه نامه با پست فرستادم و روی پاکت گیرندشو نوشتم “Dr . xxxx “. ایشون هم بهمراه جواب نامه ،پاکت خودمو فرستاد و روی عبارت Dr. خط کشیده بود.چرا که شخصیت خودشو را به خاطر خودش میدونست نه مدرک تحصیلی. این اداها مال پزشکای ایرانیه. حتی توی دانشگاه هم دکترای مدیریت یا الکترونیک یا فلسفه اول اسمشون دکترنمی نویسن.
ضمنا من خودم هم مهندسم هم پیمانکار ولی همه (حتی کارفرماها) سیامک یا اقا سیا صدا میکنن.یادتون باشه غربی ها برای خودمونی شدن در محیط کار همدیگر رو با اسم کوچیک صدا میکنن نه dear Mr. enginner xxxx!!!
آوریل 7, 2008 در t 16:06 |
Arsalan jan , moozooe jalbei bood.. motasefaneh too Iran intori shodeh, taraf zang mizad khoone ma miogoft : Man khanoom doctor folani hastam dar soorati ke manzooresh in bood ke KhanoomE doctor folanieh, ba nazare baziha ke reshteh pezeshki ro dast nayaftani gheid kardand ham mokhalefam, oon kasi ke mireh va doctoraye hoghoogh ya mohandesi migireh bemarateb reshtash dast nayaftani tareh ta pezeshki chera ke pezeshkie omoomi dar hade fogh lisans dar moghayeseh ba in reshteha hesab misheh
CHIEF ECONOMISTe eyalate ma, ye aghaye iranieh ke doctoraye eghtesad dareh, sare kar be esme koochik sedash mikonan va hata be man migeh mano Dr seda nakon, .
ba tamame ehterami ke baraye gheshre pezeshki daram, movafegham ke ye mavagheie ziadi az title Dr estefadeh mikonand,
آوریل 10, 2008 در t 06:47 |
منم که گیر سه پیچ دادم به این مطلبتون. یه پست در این مورد نوشتم . اگه دوست داشتید ی ه سر بزنید
آوریل 28, 2008 در t 19:30 |
من نمیدونستم بقیه اینقدر از دکتر خطاب کردن بهشون برمیخوره و به حساب مغرور بودن میذارن من بعضی وقتا شوهرمو پیش دیگران دکتر صدا میزنم یا مثلا پیش دیگران میم دکتر میگه. ..
جون اینجوری راحت تره تا بگی مثلا آقا مرتضی میگه..
ولی از وقتی این مطلبو خوندم تصمیم گرفتم جلوی غریبه ها شوهرمو دکتر خطاب نکنم میترسم اونام بهشون بر بخوره!
می 6, 2008 در t 10:00 |
یادمه وقتی من دانشجو بودم جوک همیشگی مون دکتر گفتن دانشجوهای پزشکی به هم بود که نه تنها اون جوری که یکی از دوستان کامنت گذاشته از دوره ی استاژی و انترنتی شروع نمی شد ، که دقیقا از لحظه ی اعلام نتایج کنکور شروع می شد .
ما افتخار می کردیم که تا آخرین روزهای تحصیل به هم نمی گیم مهندس ، و وقتی یکی از سال پایینی ها حتا سامسونت دستش می گرفت همه براش دست می گرفتند که چیه ؟ می خوای بگی مهندسم ؟ خب برو پزشکی بخون …
اما درد اینه ، که الان دو سه ساله دارم می بینم مهندس های جدیدالتاسیس و تازه فارغ التحصیل ، دقیقا به همون درد دچارند . دیدم مهندس 22 ساله ای رو که هنوز سربازی هم نرفته و زیراب منشی 40 ساله و قدیمی شرکت رو می زنه که ” این خانم به من توهین کردند ” و بعد از هزار جور پی گیری می بینی توهین !! خانم این بوده که به طرف گفته آقای فلانی و نگفته آقای مهندس فلانی . گیریم که خانم منشی فوق لیسانس علوم اجتماعی باشه و بیش از 15 سال بزرگ تر از اون جوجه مهندس .
بد جوری غصه می خورم . بدجوری .
مارس 7, 2009 در t 19:17 |
فقط مهندس، باكلاس و جذاب و خوشگل مثل خودم