دو سال پیش سر خیابان ما یک باشگاه بدن سازی ( یا همون بادی بیلدینگ به قول با کلاس ها ) باز شد ، صبح ها برای خانم ها و بعد از ظهرها هم برای آقایون ، تمام اون هایی که دوست داشتن خوش تیپ بشن و بدن رو بیارن روی فرم هم بدو بدو رفتن و ثبت نام کردن ، جو ورزش ما رو هم گرفت خصوصا اینکه دیگه باشگاه هم تا خونه ی ما 100 متر بیشتر فاصله نداشت … خلاصه ما هم رفتیم و ثبت نام کردیم تا ورزش کنیم و عضله ها رو بیاریم روی فرم و دور بازو بشه 60 سانت و لباس تنگ بپوشیم و خلاصه وقتی توی خیابون راه میریم اعتماد به نفسمون زیاد باشه و ملت هم وقتی این هیکل رو میبینن یه ماشا ا… بگن و مادر هم اسفندی دود کنه که گل پسرم چه رشید و رویین تنه …
روز اول که رفتم باشگاه راستش وقتی اون هیکل های گنده رو دیدم خجالت میکشیدم که تمرین کنم ! مربی یه برنامه تمرینی به من داد و ما هم شروع کردیم ، با دمبل های سبک یا از نظر بقیه خیلی خیلی سبک ! دلم خوش بود که دارم دمبل میزنم اون هم چقدر 5 کیلو ! تازه برای اون 5 کیلو هم جونم داشت در میرفت و یکی در میون میشمردم که زود تمام بشه که یهو یکی اومد کنارم و شروع کرد پشت بازو کار کردن با دمبل هایی 4 برابر دمبل من ! یه لبخندی هم به من زد که تحقیر شدم !!! دیگه پرس سینه بماند که ملت با 100 کیلو کار میکردن من با 30 کیلو ! آخ از این زورم میگرفت که هرکی از راه رسید و یک کم عضله در آورده بود با یه اعتماد به نفسی از تمرین من ایراد میگرفت و بهم توصیه میکرد که هیچ کس نمیدونست فکر میکرد آرنولد هست و قرار فیلم ترمیناتور 5 رو بازی کنه !
مربی باشگاه هم که جای خود داشت ، من نفهمیدم یارو مربی ورزشه ؟ متخصص تغذیه است یا فروشنده ی داروی بدن سازیه ؟؟؟ بعد از یه مدت هر چند روز بهم میگفت : بدنت استعدادش خوبه فقط باید مکمل مصرف کنی ، بیا من کراتین خارجی دارم اصل اصله ، امریکاییه و بخوری دیگه میترکونی ! من هم میگفتم قربونت ! من همینقدر که یک کم از خمودگی در بیام کافیه نمیخوام گوریل بشم ! ما همون نون و هندونه که میخوریم پروتئین بدنمون رو تامین میکنه … یکی هم بود من بهش میگفتم خرس قهوه ای ! دو متر قد داشت و یه هیکل گنده ! با وزن من فقط دمبل میزد تا بدنش گرم بشه ! خلاصه 5 ماهی بدن سازی کردیم اما نه دور بازو اونقدر زیاد شد ، نه عرض بدن رفت بالا ! در کل از بدن سازی به عنوان یک ورزش اصلا خوشم نیامد ، نه نشاط داره و نه شادی ، هیچی مثل ورزش ها و بازی های دسته جمعی نمیشه … این شد که عطایش را به لقایش بخشیدم و چهار گوش باشگاه رو بوسیدم و گذاشتمش کنار !
جولای 9, 2008 در t 01:29 |
ببخشید که من هی دم به ساعت مزاحمتون میشمو…..
فقط خواستم بگم که شرمنده اخلاقتون ولی نون و هندونه اصلا پروتئین نداره!! اون بوقلمون که از قلم انداختی پروتئین داره مهندس!
جولای 9, 2008 در t 01:40 |
هما خانم شما انگاری تنت می خاره ها!!!!
هی میای تیکه میندازی و میری!!!!
جولای 9, 2008 در t 02:28 |
واقعا که 5 کیلو؟ میگم سوسولی. لج میکنی میگی نه……….
جولای 9, 2008 در t 03:51 |
malome kheyli sar be havaeeya
جولای 9, 2008 در t 04:45 |
بابا افزایش وزن که تو بدن سازی کاری نداره. کاهشش پدر در می آره. برو کار کن، عرق بریز. بیا سیب زمینی آب پز بخور. ول کن قرص مرص رو .
جولای 9, 2008 در t 11:34 |
علیرضا خان
منظورتون اینه که وقته تیکه میندازم وایسم همین جا و تکون نخورم!
من همین جام! تکون هم نمیخورم! تکون تکون هم نمیخورم!!
ولی خدایش حرف آدم باید اصول علمی داشته باشه دیگه وگرنه میشه احمدی نژاد!:)
جولای 9, 2008 در t 13:56 |
شما نون و هندونه میخوری؟اگه اونکه شما میخوری نون و هندونس پس اینکه ما میخوریم چیه؟باد هواس؟
جولای 9, 2008 در t 14:57 |
بیا من یه آمینو خارجی دارم بهت بدم، یه هفته ای می ترکونی
جولای 9, 2008 در t 23:12 |
@ هما : خواهش میکنم مراحمید
پروتئین گیاهی داره ! 





@ علیرضا : بیخیال ، خودت رو ناراحت نکن
@ ستاره : ببیخشید ها رضا زاده هم از 5 کیلو شروع کرد ، علی دایی هم از زمین خاکی …
@ یه رهگذر : اتفاقا سر به زیرم
@ سعید : دادش ما هم دارو مصرف نکردیم
@ هما : بابا من که مثل شما جدول مندلیف رو حفظ نکردم ! که علمی حرف بزنم ! شما میتونی توی تحقیاتت یه هندونه ی پروتئینی درست کنی یا توی هندونه پروتئین کشف کنی یا توی پروتیئن هندونه کشف کنی یا …
@ گلاره : والا ما نون و هندونه میخوریم چرا باورتون نمیشه ؟ یعنی اینقدر غذای گرونیه ؟ البته حق دارین پنیر کیلو 4000 تومن دیگه مثل کبابه ! ما مثل شما مرفه بی درد نیستیم
@ کمال : جدی ؟ بهت ایمیل میزنم
جولای 10, 2008 در t 17:40 |
منم خیلی مشتاق شدم که برم، اونم نه اینکه عضله بیارم، فقط از شلی در بیام!
تو خونه دمبل دارم، دفعه اول 8 کیلویی بستم، دیدم سنگینه، کردم 5 کیلو و نهایا 3 کیلو!