جن

By منورالحضور

شاید خیلی از شما اصلا وجود موجودی به اسم جن رو قبول نداشه باشید و اون رو خرافات بدونید ، اما من از نزدیک باهاشون مواجه شدم و تجربه برخورد باهاشون رو داشتم ، احساس آدم در ابتدا آمیزه ای نگرانی و شک هست و شاید هم بشه اسمش رو گذاشت ترس و یا وحشت … اما تجربه ی جالبی بود برام .

در کارگاهی که کار میکردیم جن داشت ، معمولا در طول روز کاری به کار ما نداشتن و کار رو ادامه میدادیم ، اما از غروب و اذان مغرب نمی‌گذاشتند که کار کنیم ، اذیت میکردند ، سنگ پرتاب میشد به سمت کارگران ، بیل مکانیکی از کار می افتاد و جام بیل مکانیکی قفل میشد و حرکت نمیکرد و خلاصه اتفاقات باحالی می افتاد ؛ در ابتدا فکر میکردم که کارگران برای در رفتن از زیر کار دارن ما رو دست میندازن ، یک شب که مشغول گود برداری بودند با صدای جیغ های ممتد و پرتاب سنگ به سمتشون همه فرار کردند و کار رو ول کردند به امان خدا ! تصمیم گرفتم خودم پیگیری کنم و ببینم جریان چیه … شب به اتفاق یکی از دوستانم به محلی انتهایی کارگاه رفتیم که میگفتند جن داره ، کارگران رو مجبور به شروع کار کردیم و اون ها هم شروع کردند و بیل مکانیکی هم شروع به کار کرد که یهو بیلش گیر کرد و نمیتونست تکون بخوره ! خودم پشت دستگاه نشستم و دیدم واقعا گیر کرده ! در همون اوضاع و احوال باز پرتاب سنگ ها شروع شد ! من به اتفاق دوستم به سمت محل پرتاب سنگ ها رفتیم که ببینیم که چه کسی سنگ میندازه ؟ چیزی ندیدم و تنها باران سنگ بود که می آمد … به محل که نزدیک شدیم یه چیزی دیدیم توی اون تاریکی رنگش درخشان بود ، نور افکن ماشین رو روشن کردم به سمتش که یهو باران سنگ به سمت ما اومد و شیشه ی ماشین خورد شد و یه قلوه سنگ هم به کاپوت ماشین خورد و کاپوت رو داغون کرد ! تنها کاری تونستم بکنم این بود که دنده عقب بگیرم و به سرعت برگردم ، کارگران هم فرار کردند … تمام مسیر برگشت من و دوستم ساکت بودیم !

 

15 پاسخ to “جن”

  1. ستاره می گوید:

    جن وجود داره ولی مساله اینه که فقط ادمای ترسو باهاش روبرو میشن

  2. محمد می گوید:

    :) ) دایی من هم خیلی ازین داستانا تعریف می‌کنه، خصوصا پروژه‌های راهسازی که تو کوهستان‌های دورافتاده داشته!

  3. کمال می گوید:

    دوربین مخفیه؟

    آقا من نمی دونم این اهوازیا چه علاقه ای به جن دارن. پسرخاله ی من هم هر وقت ما رو می بینه شروع می کنه داستان جنی تعریف کردن

  4. هما می گوید:

    فکر کنم این مشکل جن دیدگی ناشی از بار زیاد خالی بندی این خطه خالی پرور هست!
    ببخشید که در این مدت که وبلاگتون را میخواندم سعی کردم که کمی در راستای پالایش زبان شیرین فارسی تلاش کنم. دیگه مراحمتون نمیشم. راحت غلط و غلوط بنویسین. خدانگهدار

  5. ارسلان می گوید:

    @ستاره : منظور ؟
    @محمد : ما هم از این داستان ها زیاد داریم :)
    @کمال : :)
    @هما : شما فکر کن خالی بنده !

  6. boyestan می گوید:

    من يه بار 4 تا ديدم…تا 1 هفته ديگه قضيش رو مينويسم…سر بزنيد

  7. خانوم مارپل می گوید:

    شاید اون موقع از روز بر میگشتن خونه شما ها هم که با بیل زلزله وارد میکردین به خونه هاشون!:d
    شاید هم اونجا محل زندگیشون بوده یا گورستان آبا و اجدادشون!! :d

  8. sinac می گوید:

    سلام بر دوست گرامی وبنویس ارسلان،
    ارسلان عزیز بنده تمام حرفهای شما را قبول دارم ولی اتفاق هایی در این پهنه خاکی است که میافتد و ما بدون داشتن اطلاعات کافی از دانسته های دیگران درباره آنها اظهار نظر میکنیم.
    بطور مثال: چندین سال پیش، آنزمان که دوران راهنمایی را میگذراندیم، به همراه دیگر دوستان راهی اردو شدیم. در کوه بودیم که یکی از دوستان گفت از من عکس بگیر اینجا منظره بکری داره. بنده نیز دوربین را درآوردم و عکس گرفتم. چند روز گذشت و عکسها ظاهر شد، بنده با گاه به آن عکس گرفته شده ماتم برد و خشک شدم. آن عکس را به دوستانم نشان دادم و آنها هم ماتشان برد. آن عکس شده بود مشکل آن کلاس هرکس نظری میداد….. جن است….پری بوده…..فوتوشاپه بابا….نور خورشیده….. روح بوده که رد میشده….. و الی آخر
    آن عکس را پیش ناظم خوبمان بردم، ایشان آن عکس را سری برد و به یکی از دوستان عکاسش در خیابان پایینی نشان داد. آن عکاس هم به مدرسه آمد و در زنگ تفریح بچه ها را در کلاس جمع کرد و گفت پنجره را باز کنید تا باد بیایید و بعد یک نایلون فریزر را به دست یکی از بچه ها داد و گفت هروقت گفتم رهایش کن. خودش هم پشت دوربین ایستاد. ( یک عکس از نایلون در حال پرواز گرفت. ) نتیجه را جلوی ما ظاهر کرد و گفت لنز برخی دوربینها در مقابل حرکت سریع ضعیف است به همین خاطر از خود سایه ای همانند رد شدن روح ایجاد میکند و آن جن یا روح در عکس شما هم یک نایلون درحال پرواز بوده.
    ارسلان جان شما دلیلی برای پرتاب شدن سنگ به طرف شما ندارم. همچنین دلیل قاطعی هم برای وجود جن ندارم. بنابر این نتیجه گیری درمورد جن بودن یا نبودن بر عهده خودتان است. زیرا بنده که آنجا نبوده ام که بگویم آنها جن بوده اند یا آدم.

  9. a.t.a می گوید:

    آقا این سایته جن رو ترکونده http://www.jen.ir

  10. a.t.a می گوید:

    آدرس دیگه همون سایت http://www.jinnmasters.com

  11. يه بنده خدا می گوید:

    راجع به جن خيلي از قديمي‌ها خيلي چيزا ميگن، نه اينکه از خيالاتشون بگن. آدماي خيلي جدي که نيازي به گفتن بلوف ندارن و سنشون گذشته از اين حرفا! اما به نظر من آدماي با دل و جرات هستند که جن رو ميبينن.
    بگذريم اين مسئله جن خيلي عجيب و غريبه. من فکر ميکنم که موجودات ديگه‌اي در يه بُعد ديگه زندگي ميکنن که گاهي اين بعدها با هم تلاقي ميکنن و ميشه اون چيزي که ما بهش ميگيم جن، شايد اونا هم همينو داشته باشن و تصورشون اين باشه که اونا يه چيزي مثل جن يا نج ديدن!
    بهرحال کسي نميتونه منکر شه، همونطوري که کسي نميتونه وجودشو ثابت کنه. اما اگه فکرمون رو وسعت بديم مي‌بينيم امکان وجود يه همچين موجوداتي هست، چرا نبايد باشه؟ حالا چون کسي نتونسته ببينه يا ثابتش کنه، پس بگيم نيست؟ مگه کسي عقل و هوش رو ديده؟

  12. parissa می گوید:

    دوپس !
    این صدای آب دهنمونه که قورت میدیم !!!
    بی خیال بابا !
    راستی میگم شاید اینایی که میان میگن :
    وبلاگ قشنگی داری ، با تبادل لینک موافقی؟
    جن باشن !!!
    نه ؟!؟!

  13. امینه می گوید:

    سلام موضوتون نه تنها باور کردنی بود بلکه این اتفاق حادثه ای بود که به شیطنت جنیان خیلی نزدیکه .چون این اواخر من هم یه داستان واقعی از یه نفر شنیدم که باورش کردم با اینکه قبلنا به کسی که از جن و احضار ارواح و این جور چیزا حرف میزد نه تنها بهش میخندیدم بلکه روش یه برچسب خرافاتی هم میزدم ولی اینبار قضیه کاملا جدی و متفاوته . مدتی بود به رفتارای همسایمون شک میکردم بعد یه مدت یه جورایی فهمیدم بیچاره چهار پنج ساله یه چیزایی میبینه اولا خودشم حدس نمیزد که چیزایی که میبینه یه جن میتئونه باشه . پی گیری میکنه میبینه چیزی چند ساله زندگی بدون ترس رو ازش گرفته یه جن که خودش اومده سراغ این و دست از سرش برنمیداره یه درخواستایی ازش داره که اینجا جاش نیست بگم و اینم اصلا قبول نمیکنه که حرف خانم جن رو گوش بده چون واقعا میترسه هر چی هم از خودش میرونه اذیتاش بیشتر میشه .چون تازه صاحب یه دختر شده بیشتر نگران زن و بچشه . قضیه انقد جدیه که مرد 28 ساله یه لحظه هم نمیتونه خونه تنها باشه چون فرصت گیر میاره و 2باره میاد سراغش
    پیش هر کی که میره یه جوری میپیچوننش شما اگه راهنماییمون کنین واقعا ممنون میشم چون دربه در دونبال راه چارس که دوباره قیافه بد و وحشتناکشو نبینه و بتونه به زندگیش راحت ادامه بده در ضمن از وبلاگ خوبتون خیلی متشکرم .منتظرمbye

  14. zeose می گوید:

    با سلام
    خیلی دوست دارم دعا کنم که هرگز با جنیان برخورد نداشته باشید. من حدود 6 سال پیش ماه رمضان بعد از خسته گی روز شبها صدایی مانند خروپف میشنیدم وبعد ان با طلوع روز همه چی یادم میرفت یک دو سه هفته ای گذشت تا شبی ان صدا دوباره در پشت بسترم شنیدم چون به خواب عمیق نرفته بودم در حالت هوشیاری به صدا توجه کردم صدا عجیب بود با یه حرکت انفجاری به پشتم برگشتم اما چیزی نبود .یه مقدار کل انجار رفتم وخوابیدم دوباره تکرار وهمان قضیه کسی نبود دیگه کلافه شدم وتا صبح خوابم نبرد .روز بعد با یکی از پیر مرد های محل صحبت کردم وایشون گفت شب در اتاق تنها نخواب وقران ویه چاقوی تمیز زیر بالشتت بزار.

    این کار مشکلمو برای مدت کوتاهی برطرف کرد ولی گویا این ولد زنا ول کن نبود این بار به روی قفسه سینه ام افتاد وتوان حرکت رو ازم گرفت کسی صدامو نمیشنید و بعد چند لحظه با یه تکون کوچک رها شدم .خیس عرق ترس ووحشت تمام وجودمو گرفته بود .ام ان شب هم پایان کار نبود

    قضیه اینقدر طولانیه که گفتنش خارج از توانه . الان متاهلم وحدود 29 سال دارم خداروشکر حدود 1 سال است که راحتم هر چند که اینقدر عادی شده بود کهاواخر توانایی اذیت زیاد را نداشت وسریع می رفت.
    بایس بگم جن وجنیان وجود خارجی دارند ودر کنار ما روی این کره خاکی زندگی میکنند ولی از ما ادما چی میخواند نمی دونم .جاشونو غصب کردیم اب جوش سمتشون پرت کردیم چه هیزم تری فروختیم نمی دونم.
    واقعا نمی دونم

  15. ممد می گوید:

    من از نژاد اصیله چنام من آماره جاییرو که دوستمون میگرو گرفتم راست میگه اونجا پسره پسره پسره پسره پسره داییم رندگی میکنن

يك پاسخ برايش بگذاريد