امروز هم به عجیب غریبی گذشت، البته هنوز دو ساعتی از روز باقی مونده، صبح رفتم بنزین زدم، خودم نه ها! برای قهوهای( ماشینم )، به سلامتی 300 لیتر بنزین صدقهای هم که در کارت وارد شد و ازش استفاده کردم، باز هم خدا پدر باعث و بانی این تبصره 13 رو بیامرزه که برای قشر ضعیف و مستضعف مثل ما یک کم بنزین با یارانه در نظر گرفتن، الان من یک کم به زندگی و خوشبختی معتقد شدم، یادمه اون موقعها که در کنار شغل شریف مهندسی، به شغل شریف روزنامه نگاری هم اشتغال داشتیم یکی از بحثهای روزانه توی اتاق خبر و تحریریه همین بنزین صدقهای و سهمیهها بود و شایعههای دور و بر اون ! روزنامه هم که چون اصلاح طلب بود فقط این قضیه رو کرده بود چماق و هی میکوبید توی سر دولت خادم ملت، با بزرگنمایی مشکلات میخواستن خدمات ارزندهی دولت رو زیر سوال ببرن، به حمدا… ماه هیچ وقت پشت ابر نمیمونه و قضاوت با مردمه !
دستگاه خودپرداز کارت عابر بانکم رو قورت داد یه آب هم روش! خواستم از دستگاه پول در بیارم، کارت رو گذاشتم هر چی رمز رو زدم دیدم جواب نداد و آخر سر هم که قورتش داد ! تازه یادم اومد که رمزش رو عوض کرده بودم، نمیدونم این فراموشکاری نشونهی کهولت سنه ؟ بعد هم که رفتم داخل و پسش گرفتم !
شبکهی تلفن همراه ایرانسل هم از بعد از ظهر دچار اختلال شده، البته از دولتی سر همراه اول من همچنان در دسترس هستم، تکبیر !!! از روز اول هم من با ورود ایرانسل به عنوان اپراتور دوم به کشور مخالف بودم، اولا که همراه اول وطنی بود و خودمون تمام عیب و ایراداتش رو بلد هستیم و سوراخ سمبههاش رو میشناسیم اما ایرانسل نه!، ثانیا! اخباری رسیده که استکباریها و صهیونیستها پشت سر این ماجرا هستن، راه و بی راه قطع میشه و اختلال داره، اعتراض هم که کنی میگن : 5 تومن دادی دو قورت و نیمت هم باقیه ! بشمار ! یک…
هوا امروز وحشتناک گرم بود ! 50 رو داشت اگر اشتباه نکنم. ماشاا… به گرما !





