88/4/6

By منورالحضور

امروز هم به عجیب غریبی گذشت، البته هنوز دو ساعتی از روز باقی مونده، صبح رفتم بنزین زدم، خودم نه ها! برای قهوه‌ای( ماشینم )، به سلامتی 300 لیتر بنزین صدقه‌ای هم که در کارت وارد شد و ازش استفاده کردم، باز هم خدا پدر باعث و بانی این تبصره 13 رو بیامرزه که برای قشر ضعیف و مستضعف مثل ما یک کم بنزین با یارانه در نظر گرفتن، الان من یک کم به زندگی و خوشبختی معتقد شدم، یادمه اون موقع‌ها که در کنار شغل شریف  مهندسی، به شغل شریف روزنامه نگاری هم اشتغال داشتیم یکی از بحث‌های روزانه توی اتاق خبر و تحریریه همین بنزین صدقه‌ای و سهمیه‌ها بود و شایعه‌های دور و بر اون ! روزنامه هم که چون اصلاح طلب بود فقط این قضیه رو کرده بود چماق و هی می‌کوبید توی سر دولت خادم ملت، با بزرگنمایی مشکلات می‌خواستن خدمات ارزنده‌ی دولت رو زیر سوال ببرن، به حمدا… ماه هیچ وقت پشت ابر نمی‌مونه و قضاوت با مردمه !

دستگاه خودپرداز کارت عابر بانکم رو قورت داد یه آب هم روش! خواستم از دستگاه پول در بیارم، کارت رو گذاشتم هر چی رمز رو زدم دیدم جواب نداد و آخر سر هم که قورتش داد ! تازه یادم اومد که رمزش رو عوض کرده بودم، نمی‌دونم این فراموشکاری نشونه‌ی کهولت سنه ؟ بعد هم که رفتم داخل و پسش گرفتم !

شبکه‌ی تلفن همراه ایرانسل هم از بعد از ظهر دچار اختلال شده، البته از دولتی سر همراه اول من همچنان در دسترس هستم، تکبیر !!! از روز اول هم من با ورود ایرانسل به عنوان اپراتور دوم به کشور مخالف بودم، اولا که همراه اول وطنی بود و خودمون تمام عیب و ایراداتش رو بلد هستیم و سوراخ سمبه‌‌هاش رو می‌شناسیم اما ایرانسل نه!، ثانیا! اخباری رسیده که استکباری‌ها و صهیونیست‌ها پشت سر این ماجرا هستن،  راه و بی راه قطع می‌شه و اختلال داره، اعتراض هم که کنی می‌گن : 5 تومن دادی دو قورت و نیمت هم باقیه ! بشمار ! یک…

هوا امروز وحشتناک گرم بود ! 50 رو داشت اگر اشتباه نکنم. ماشاا… به گرما !

7 نظر to “88/4/6”

  1. مريم می گوید:

    سلام. خوبي ارسلان. ديدي چه بلاي سرمون اومد؟

  2. Joan of Arc می گوید:

    نتیجتا” شما انسان شریفی هستید که به مشاغل شریف می پردازید! :دی

  3. ساناز می گوید:

    سلام دوست عزیز!
    من نمی فهمم ما ایرانی ها آخه چرا اینقدر پرتوقع هستیم!!!؟؟؟
    این همه خدمات.این همه پرسنل خوش برخورد و مهربان با سرعت عمل بالا در مشاغل مختلف از صبح اول وقت در خدمت ما هستن تا آخرآخر وقت اداری.همه کار راه انداز.همه ماااااااااااااه…
    آخه بابا زشته.یه کمی هم انصاف خوبه…امروز رفته بودم بانک. نوبتم شد اما آقایی که پشت باجه مربوطه بود بلند شد رفت…خیلی معطل شدم.از بغل دستیش پرسیدم این آقا نمی آن.من دیرم شده.یه نگاهی به من کرد و گفت:خانم ما که فرفره نیستیم.خسته شدیم از دست مراجعین.همه توقع دارن…اصلن عجله داری برو یه شعبه دیگه!
    !گفتم چشششششششششششششششششم.من غلط کردم!

  4. دختر آبی می گوید:

    سلام بامزه می نویسی

  5. sahba می گوید:

    (: salam
    ejaze mikham nazari bedam,rabti be in post nadare albatte,bi moghadame veblage kheiliii jaleb va khoobi darid ,nasre shiva sadeghane va jazabetun ham mosalaman be jazabiatesh daman mizane ina hamashun honarhayee hastan ke kheilia azun bibahran va mosalaman ba tavajoh be shakhsiati az shoma ke man fahmidam hatman ghadresho midoonid:D
    etemad be nafse ghabele tahsini darid,hamrah ba jesarato ghoroore vaferrrr ke rabeteye elato maloolie ziadi ba sedaghat dare;ye felashe do tarafe,bar khalafe nazare khodetoon kamelannn ba ehsas hastin ke shaki tush nist vagarna ghanoonaye naneveshtatoon unjoori nemishod va ahvale konoonitun albatte, veblagetoon soalaye ziadi tu zehne man doros karde yani behtare begam kheili soalayio ke dashtam porrangtar karde,midunam saretun shulughe vase hamin ghasd nadarm bahs konam,age pamo deraztaraz glimam kardam bebakhshid ghasdam jesarat nabud abadan,arezuye (:movafaghiat daram baratoon,paidar bashid

  6. علیرضا می گوید:

    مرسی مهندس!
    منتظر نوشته های بیشتر هستم ازت!
    قلمت پایدار….

  7. آذرخش می گوید:

    اینجا قرار بود روزنوشت باشه ؛) هفته نوشت کن !!!!

يك پاسخ برايش بگذاريد