88/4/12

By منورالحضور

هفته‌ی وحشتناکی رو پشت سر گذاشتم، اتفاقات مزخرفی طی این هفته افتاد، اما هر چه بود گذشت. خدا باقیش رو هم به خیر کنه.

یک فرصت 17 ماهه گرفتم که یه سری مسائل رو حل کنم، اما هر چی بیشتر تلاش می‌کنم متاسفانه کمتر به نتیجه می‌رسم، افق روشنی هم دیده نمی‌شه، امیدی هم نیست، اما این تعهد رو با خون خودم امضا کردم، یعنی مرد و حرفش،  یعنی هست و نیست خودم رو گذاشتم روش، اگر تا آخر 17 ماه به نتیجه نرسم، مهمترین دارایی زندگیم رو از دست می‌دم… و دیگه ادامه زندگی بی فایده است.

بد جور خوردم به گره کور، هیچ کاری هم از دستم بر نمیاد جز اینکه سکوت کنم.

پانوشت : یا رب مپسند که لوطیان خار شوند.  

4 نظر to “88/4/12”

  1. HoDa می گوید:

    پاراگراف اولت با تشدید بسیار زیاد برای من هم صادقه…

    خدا به خیر بگذرونه بقیه اش رو…

  2. آذرخش می گوید:

    این نیز بگذرد….

  3. MONA می گوید:

    AZ aRSALANI KE MAN TO IN WEBLOG MISHNASAM IN POST AJIB BUD. MIDUNAM KE MOGHAVEMI VA TALASH MIKONI.PAS OMIDVAR BASH.
    BA TALASHE TO KHODA HAM KOMAK MIKONE.
    MIDUNI KE AGE MA AZ TAHE DEL BEKHAHIM VA TALASH KONIM, HAMEYE KAENAT DAST BE DASTE HAM MIDAN TA BE UNI KE MIKHAHIM BERESIM….!

  4. battye می گوید:

    age khoda bekhad kheire

يك پاسخ برايش بگذاريد