بایگانیِ جولای 24th, 2009

اندر معایب و محاسن پلیس راهنمایی و رانندگی زن!

جولای 24, 2009

داشتم فکر می‌کردم که اگر افسران راهنمایی و رانندگی ما از نسوان بودند چی می‌شد؟ بعد از چند لحظه تصور فورا از این فکر وحشتناک بیرون آمدم، راستش بیشتر مثل کابوس بود تا یک تصور ! چرا ؟ عرض می‌کنم:

اولا ار کجا معلوم که افسر مربوطه فمینیست از آب در نیاد و با تبیعیض جنسیتی با رانندگان برخورد نکنه ؟ با رجال راننده مثل جانیان بالفطره برخورد کنه و با نسوان راننده همچون مادری دلسوز که با یک لبخند از تقصیر فرزند می‌گذره ؟ یا حتی از اون بدتر!!! رانندگان مرد رو رانندگان سفینه‌های فضایی ببینه که از مریخ اومدن ! و قصد حمله به نسوان ونوسی رو دارند!!! ! ( البته این حالت وقتی اتفاق می‌افته که خانم افسر راهنمایی و رانندگی کتاب مردان مریخی و زنان ونوسی رو خونده باشه!)

باحال تر اونکه اینکه امواج بیسیم پلیس شنیدن داره : چغلی، حرف‌های خاله زنکی، برنامه‌ی ناهار و صغری خانم و کبری خانم ! یا ببخشید جناب سرهنگ صغری خانم و سرگروهبان کبری خانم و اینها و همسایه و اینها همه و همه توی بیسیم مطرح و به بحث گذاشته می‌شد ! حالت‌های مختلفی هم ممکن بود به وجود بیاد که ابعاد فاجعه رو گسترش بده : مادر شوهر و عروس توی یه اداره با هم همکار بشن ! مادر شوهر مافوق عروس و یا بلعکس ! قطعا دامنه‌ی دعواهای خانوادگی به اداره هم کشیده می‌شد ! یا حتی ممکن بود که عروس افسر باشه و هر روز ماشین مادر شوهر و زن برادر و … رو جریمه کنه چون فلان روز فلان حرف رو زدن !

البته به قول معروف : عیب می جمله بگفتی، هنرش نیز بگو ! ، یحتمل محاسنی هم وجود می‌داشت مثلا : علامت‌های راهنمایی و رانندگی عوض می‌شد و زیبا تر می‌شد ! مثلا علامت پارک ممنوع تبدیل می‌شد به یه قلب که توش یه تیر خورده و زیرش نوشته می‌شد عزیزم اینجا پارک نکن ! یا حتی رنگ قرمز توی تابلوهای راهنمایی و رانندگی جای خودش رو به رنگ صورتی می‌داد ! شاید گواهینامه‌ها هم قشنگتر می‌شدند، اما هر اتفاقی که می‌افتاد شک نکنید که به ضرر مردان بود! چون زنان زبون خودشون رو بهتر می‌فهمند و با هم کنار میان اما با مردان هیچوقت به صلح نخواهند رسید و همیشه به اون‌ها به چشم دشمن می‌نگرند!