بایگانیِ جولای 29th, 2009

همیشه پای یک زن در میان است 1

جولای 29, 2009

ظاهرا یادداشت پایینی دوستان فمینیست رو بدجور ناراحت کرده، به حمدا… به تعداد دشمنانم اضافه شد و علاوه بر پزشکان، زنان محترمه هم به خون اینجانب تشنه شدند، لکن من نمی‌تونم دست از بازگویی حقایق بردارم، این رسالتیست که بر دوش من گذاشته شده تا با روشن گری‌های خود مانع از تحقق اهداف استکباری-‌فمینیستی بشم و تا آخرین قطره‌ی خونم به این مبارزه ادامه داده و از هیچ اقدامی دریغ نخواهم نمود.

در هیمن راستا و با عنایت به اصول مبارزاتی، شعار مندرج در عنوان پست را به عنوان شعار مبارزاتی انتخاب کرده و آن را بر جای جای این سرزمین خواهیم نوشت، با استناد به شواهد تاریخی( چه معاصر و چه قدیم ) مشخص شده که در هر جنگ و دعوای رد پایی از نسوان به چشم می‌خوره، به عنوان نمونه رجوع شود به نقش ترکان‌خاتون در دوران حکومت سلجوقی و بخوانید که چه کرد این زن حیله‌گر و مکار! یه مملکت رو ریخت به هم فقط و فقط بخاطر ثروت و مقام و زیور آلات!، اون وقت اسم مردان بد در رفته!، یا امیر ارسلان نامدار، آره همین امیر ارسلان نامدار خودمون به عشق فرخ لقا تا کجا رفت و چه‌ها که نکرد! حتی توی جنگ‌های صلیبی هم پای زن در میان بود، خلاصه هر چی هست زیر سر این جنس لطیفه که ظاهر مظلوم و باطنی خطرناک داره!

زنان واقعا موجودات پیچیده‌ای هستند، یه جاهایی خود ذات الهی هم انگشت حیرت به دهان، مات و مبهوت عملکرد مخلوق خویش ‌میشه، چرا؟ چون آنچه او خلق کرد با آنچه در سنین 18 و 25 و 40 و 50 میبینه به یمن عمل زیبایی کاملا متفاوت است، تا جایی که بعد از وفات مرحومه‌ی مغفوره، نکیر و منکر هم سر در گم می‌مونن، چون عکس پرسنلی پرونده‌ی متوفی با خودش تومنی 10 ریال تفاوت داره!

اما نسوان به یه سلاح ذاتی مسلح هستن که از بمب اتم هم قوی‌تره! همون سیاست زنانه، هیچ سازمان جاسوسی و هیچ حزب سیاسی قادر به تحلیل و مهار پولتیک‌های نسوان نخواهد بود، با آنچنان ذکاوتی خواسته‌هاشون رو پیش می‌برن، اسنادش هم هست می‌تونید برید ببینید :دی در دربار شاهان در اعصار مختلف، همیشه زن‌ها تیغ برنده‌ای داشته‌اند و تاثیری شگرف بر تصمیم‌گیری‌های سلطان، مخصوصا ملکه‌ای که مورد توجه سلطان بود، به عبارت دیگه کافیه که بفهمن که مردی گرفتار مهر و محبتشون شده، همچین با ناز و کرشمه پدرش رو در بیارن که بیا و ببین! نمونه‌ی بارزش هم اغفال حضرت آدم توسط حواست! ببین ما مرد‌ها چقدر خوبیم، دلمون کف دستمونه! مراممون همینه دیگه! بخاطر عشق هر کاری می‌کنیم، حوا پاش رو کرده بود توی یه کفش که الا و بلا من سیب می‌خوام! اون هم بنده‌ی خدا رفت و سیب رو چید! همش بخاطر همین زیاده‌خوایی نسوان هست که بدبخت شدیم! حضرت آدم باید همون موقع یه کشیده جانانه می‌زد در گوش خانم، الان هممون توی بهشت بودیم! تازه یه نکته‌ی دیگه هم استخراج می‌شه از این ماجرا که روی مستقیم صحبتش با نسوان فمینیسته! بله همون هایی که هی دم از توانایی زن و مرد و برابری و این‌ها می‌زنن که از مرد‌ها چیزی کم ندارن!، خوب چرا خود حوا از درخت بالا نرفت و سیب نچید ؟ چون نمی‌توانست! دقت کنید : نمی‌توانست!

ادامه دارد …

پانوشت : منتظر جوابیه‌های نسوان محترمه هستیم