حوالی 11 شب بود، داشتم به اتفاق چند تا از بچهها از بازی فوتبال بر میگشتم خونه، پیاده بودیم، توی مسیر یه چهار راه بود که چراغ قرمز هم داشت، میدیدیم که معمولا اون وقت شب کسی به قرمز بودن چراغ توجهی نمیکنه و رد میشه، یه فکر شیطنت آمیز به سرم زد، سوتی که موقع داوری ازش استفاده میکردم رو از جیب در آوردم و پشت فضای سبز کنار خیابون مخفی شدیم …
یه پراید رسید به چراغ قرمز، به آرومی به حرکتش ادامه داد که من سوت زدم… راننده سریع ترمز کرد، بنده خدا فکر کرد که پلیس براش سوت زده، اطراف رو نگاه کرد خبری نبود… با این حال پشت چراغ منتظر موند تا سبز بشه… این کار رو چند بار تکرار کردیم و کلی خندیدیم… خلاصه فکر کنم سنگ بنای کنترل نامحسوس رو ما گذاشته باشیم!
نوامبر 10, 2009 در t 09:39 |
هاه!! چه باحال!!
نوامبر 10, 2009 در t 21:39 |
محظوظ گشتیم! :دی
نوامبر 12, 2009 در t 23:55 |
بععععععععله!شما وجدان بیدار آگاه جناب پراید بودید
نوامبر 17, 2009 در t 00:35 |
تو هنوز هم مرض داری بچه؟
همیشه میگم!ارسلان هیچ وقت آدم نمی شه!مردم آزار!